السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
53
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
اشتباهاتى را مرتكب مىشويم ، فى المثل اثبات وجود براى آنچه كه وجود ندارد و يانفى وجود از چيزى كه وجود دارد مىنماييم ، ولى ناگاه بر ما آشكار مىشود كه در حكم خود به خطا رفتهايم . همهء اينها ما را مىكشاند به اينكه بحث كنيم از حقايق موجوده و خواصى كه دارند ، تا آنها را تميز دهيم از چيزهايى كه موجود نيستند ، بحثى كه رافع شك و منتج يقين باشد ؛ زيرا اين سبك از بحث ما را به واقعيت اشياء از آن جهت كه واقعيت دارند هدايت مىكند ، و به عبارت ديگر به بحثى مىكشاند كه در آن به استعمال برهان اكتفا كنيم ، زيرا قياس برهانى در ميان قياسات تنها قياسى است كه نتيجهء يقينى مىدهد ، همانطورى كه يقين ، تنها باورى است كه از ميان اعتقادات ، پرده از چهرهء واقعيت برمىدارد . شرح بحث در فلسفه دربارهء موجود است ، اما نه يك قسم از موجود ، بلكه « موجود بما أنّه موجود » . يعنى نفس موجوديت هر موجود كافى است كه آن را زير پوشش موضوع فلسفه قرار دهد نمىخواهيم بحث كنيم از نوع خاصى از موجود ، مانند بدن انسان كه موضوع علم طب است ، يا كلمه و كلام كه موضوع علم نحو است ، يا عدد كه موضوع رياضيات است ، يا مقدار متّصل كه موضوع هندسه است ، بلكه موجود به ملاك آنكه موجود هست بدون اضافه كردن هيچ قيد و شرطى موضوع براى فلسفه هست . بىشك در مسير پيشرفتهاى فكرى بشر ، بسيارى از انديشهها و قضاوتهاى پيشين انسان در مورد حقايق جهان ، غلط از آب درآمده است . بسا احكامى كه قرنها به عنوان يك نظريهء علمى ، قابل احترام بشر بوده ، ولى اكنون به عنوان يك سخن ناصواب و ناصحيح از معارف بشرى حذف شده و ادّلهء علمى خط بطلان بر روى آنها كشيده است . در گذشتههاى دور ، بشر به وجود چيزهايى معتقد بوده است كه امروز آنها را اوهام مىداند و هيچ واقعيتى براى آنها قائل نيست ، مانند اعتقاد به ثبات كرهء زمين ، يا اعتقاد به وجود غول ، يا بسيارى از نظريات پزشكى . براى اينكه باورهاى انسان از سلامت برخوردار باشند و اوهام و اباطيل در آن راه