السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
522
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ترجمه و وجود اين دو قسم ، يعنى جوهر و عرض در خارج فى الجمله بديهى است . پس ، هر كس وجود جوهر را انكار كند ناخود آگاه به جوهريت اعراض قائل گشته است در حالى كه شكى در عرضيت پارهاى از اعراض مانند اعراض نسبيه نيست . « 1 » شرح در اين كه در جهان خارج پارهاى از ماهيات ، جوهرند مانند انسان ، فرس و بقر - يعنى قائم به نفس خويشند - و پارهاى ديگر عرضند ، مانند اعراض هفتگانه نسبى از قبيل مقولهء وضع ، اين ، متى ، جده ، اضافه ، فعل و انفعال - هيچ ترديدى نيست . بر اين اساس ، اگر كسى وجود جوهر را در خارج انكار كند ناخود آگاه به جوهريت اعراض قائل گشته است ؛ زيرا وقتى براى اعراض موضوعاتى يافت نشد كه به آنها قائم باشند ، ناگزير قائم به نفس خويش خواهند گشت . پس آنها جواهر خواهند شد و نياز به موضوع نخواهند داشت . در حالى كه ميان فلاسفه هيچ خلافى در عرضيت اعراض نسبى نيست . توجيه اول براى جنسيّت جواهر متن والجوهر جنسٌ لما يصدق عليه من الماهيّات . . . وهو ظاهر . ترجمه جوهر براى ماهيات نوعيهاى كه بر آنها صدق مىكند جنس و مقوّم است و در تعاريف آنها مأخوذ مىباشد ؛ « 2 » زيرا ماهيات عرضية در وجود خارجى خود محتاج به موضوعى هستند كه از آنها بىنياز
--> ( 1 ) . كلمهء « فى الجمله » اشاره به اين است كه ممكن است اختلاف در مصاديق و عدد جواهر و اعراض باشد ، ولى در اصل وجود جوهر و عرض ترديدى نمىباشد ( 2 ) . جنس بودن جوهر براى ماهيات جوهرى ميان حكما مشهور است . بعضى از ايشان چون فخر رازى جوهر راجنس ماهيات جوهرى نمىدانند . مباحث المشرقية ، ج 1 ، ص 142 - 146