السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

497

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مركبات اعتبارى كه براى آن اثرى وراى آثار اجزاء نيست ، هم‌چون لشكرى كه از افراد تركيب شود ، و خانه‌اى كه مركب از خشت و گچ و غير اينها باشد . و از اين رهگذر است ( يعنى از ناحيهء وحدت حقيقى و اين‌كه اجزاء به وجود واحد ، موجودند ) اعتقاد به اين‌كه تركيب بين ماده و صورت تركيب اتحادى است نه انضمامى ، آن‌طور كه به زودى خواهد آمد . شرح مركب به مركب حقيقى و اعتبارى تقسيم مىشود . مركب حقيقى آن است كه براى آن وراى آثارِ اجزاء به‌صورت منفرد آثار خاص به خود باشد ، مانند آب كه مركب از اكسيژن و هيدروژن است و آثار آن غير از آثار اجزاى آن است . يا مانند ياقوت كه مفرّح قلب است و اثر آن غير از اثر اجزاى به وجود آورندهء آن است . اما مركب اعتبارى ، آثار وى چيزى غير از آثار اجزاء نيست . مثال مىزنند به يك لشكر كه حسب الفرض صد نفر عضو دارد و هر نفر فى المثل مىتواند با يك نفر بجنگد . پس صدنفر مىتوانند با صد نفر بجنگند . پس ، اثر مركب چيزى غير از اثر آحاد مركب نيست . يا مانند خانه‌اى كه از آجر و گچ و آهن تشكيل شده است ، آثار مجموع آن ، چيزى غير از آثار افراد نيست . همان‌طور كه گچ به تنهايى ابزار چسباندن هست ، در مجموعهء ساختمان هم كه قرار مىگيرد همين اثر را دارد . و آجر هم همان‌طور كه منفرداً شىء سختى است و تحمل فشار را دارد و مانع از عبور نور است در مجموع ساختمان هم كه قرار مىگيرد همين‌طور است . ما بقى اجزاء هم همين‌طورند . بنابراين از اجتماع اينهااثر جديدىكه‌قبلًا نبوده است ، به وجود نمىآيد . و از اين رهگذر كه در مركب حقيقى ، وحدت حقيقى وجود دارد و اجزاء به وجود واحد موجودند ، قول به اين‌كه تركيب بين ماده و صورت ( كه از آن مركب حقيقى به