السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
446
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
ناطق كه فصل انسان هست به حيوان ضميمه شود ، تا حيوان ناطق كه همان نوع انسان هست حاصل شود . ذاتى مشترك كه بدين اعتبار ( به اعتبار لا به شرط ) ملاحظه شود جنس ، و چيزى كه آنرا تحصل مىبخشد فصل ناميده مىشود . شرح هر ماهيتِ مركبى ، از دو جزء جنس و فصل پديد مىآيد ماهيتِ جنس قبل از لحوق فصل يك ماهيت ناقص و مبهم مىباشد فى المثل حيوان كه جنس براى انواع مختلف مىباشد و در ضمن فرس و بقر و انسان وجود دارد اين جنس تا قبل از آنكه فصل به او ملحق شود نوع خاصى از حيوان نمىباشد وقتى فصل مانند صاهل يا ناطق به او ضميمه گشت آنگاه از او فرس و انسان پديد مىآيد و به صورت يك ماهيت متحصل در مىآيد . اگر معناى مشترك ، چون حيوان را به نحو لا به شرط ملاحظه كرديم - به گونهاى كه در انواع مختلف يافت شود و توسط فصول گوناگون تحصل يابد - جنس خوانده مىشود . و اگر صورت را لا به شرط ملاحظه كرديم فصل ناميده مىشود . جنس و فصل به حمل شايع قابل حمل بر يكديگرند يعنى در مقام وجود خارجى وحدت مصداقى دارند . نوع و دو اعتبار در جزء مشترك متن والاعتباران المذكوران الجاريان فى الجزء . . . النّوع ويُحمَلُ عليه حملًا أوّليّاً . ترجمه دو اعتبارى كه در جزء مشترك ذكر شد - يعنى ملاحظهء آن به شرط لا و لا به شرط - در جزء مختص