السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
430
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
تشخصى كه از سوى وجود مىيابد قابليت انطباق بر ديگرى را از دست مىدهد اما ماهيت با دريافت امتياز قابليت انطباق بر افراد كثير را از دست نمىدهد . البته بعيد نيست كه تميزها كه يكى پس از ديگرى دامنهء ماهيت را محدود مىكنند ، زمينهء افاضهء وجود كه عامل تشخص و جزئيت است را فراهم كنند . مثلًا اسب به نحو كلى كه موجود نمىشود ؛ اسب اگر فى المثل سفيد بود ، عربى بود ، چه و چه بود آن وقت مىتواند موجود شود ، يعنى وجود از مبدأ اعلى به آن افاضه شود . پس ، امتيازها دامنهء ماهيت را محدود مىنمايند و زمينهء افاضهء وجود را كه عامل تشخص و جزئيت است ، فراهم مىنمايند . اقوال ديگر در باب تشخص متن ويتبيّن به : أوّلًا أنّ الأعراض المشخَّصة . . . أماراتٌ للتشخّص و من لوازمه . ترجمه از مطالب گذشته روشن مىشود كه : اولًا أعراض مشخصهاى كه تشخص را به آنها نسبت دادهاند - بنابر ظاهر كلام بعضى - عموم اعراض هستند . و بنابر تصريح بعض « 1 » ديگر خصوص وضع و متى وايْن هست . و بنابر اظهار جمعى ديگر « 2 » خصوص زمان هست . و همينطور جمعى ديگر گفتهاند « 3 » كه ( عامل تشخص ) ماده هست . ( اما ) همهء اينها امارات و لوازم تشخصند ( نه خود تشخص ) . شرح برخى پنداشتهاند تمام اعراض يعنى مقولات نهگانه باعث تشخص موضوعات
--> ( 1 ) . مانند شيخ الرئيس در تعليقات ر . ك : ص 107 و تعليقهء فارابى ، ص 14 - 15 ( 2 ) . شيخ اشراق ، مطارحات ، ص 334 - 335 ( 3 ) . فخر رازى ، مباحث الشرقيه ، ج 1 ، ص 76 - 77