السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

428

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

جديد از آن مقوله ظهور مىكند كه از نظر نوعيت با فرد قبلى متفاوت نيست لكن با او از نظر درجات متفاوت است ، اما براساس نظر صدرالمتألّهين و مؤلف چون تشكيك در ماهيت راه ندارد با وقوع حركت در هر مقوله‌اى فردى از آن مقوله ظهور مىكند كه از نظر نوعيت با فرد قبلى متفاوت است و به عبارت ديگر هر فرد مقوله يك نوع مستقل به حساب مىآيد نه آن‌كه يك درجه و يك مرتبه از آن ماهيت تشكيكى باشد . تشخص به وجود ، حاصل مىشود ، نه چيز ديگر متن هذا كلّه فى الكلّيّة ، وأنّها خاصّةٌ . . . لايفيض وجوده عن المبدأ الأعلى . إنتهى . ترجمه همهء سخن تا اين‌جا دربارهء كليت بود و اين‌كه كليت ، خاصهء ذهنى براى ماهيت است . اما جزئيت - كه همان امتناع شركت در شىء است و شخصيت ناميده مىشود - حق آن است كه آن به وجود ، حاصل مىشود ؛ چنان‌كه فارابى چنين گفته و صدرالمتألهين از او تبعيت نموده ، و در اسفار فرموده است : « 1 » حق آن است كه تشخصِ يك چيز - كه به معناى امتناع شركت به حسب مفهوم است - به واسطهء چيزى غير از ماهيت است كه به حسب ذات خود ، مانع از تصور اشتراك است . پس ، تشخص بخش شىء - به معناى چيزى كه مانع از اشتراك در آن شىء مىشود - چنان‌كه معلم ثانى ( فارابى ) گفته است ، در حقيقت چيزى جز وجود آن شىء نيست ؛ زيرا هر وجودى به نفس خويش ، متشخص است . هرگاه از آن وجود ، قطع نظر شود عقل از جواز اشتراك در ماهيت آن امتناع ندارد ؛ هرچند كه هزار مُخصص به آن ضميمه شود . چون امتياز ، غير از تشخص است ؛ زيرا امتياز در مقايسهء ماهيت با

--> ( 1 ) . الأسفار الأربعه ، ج 2 ، ص 10