السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

394

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

منتهى مىشود از اين‌رو اين نوع صفات بر او ممتنع به امتناع ذاتى مىباشد و مصداق اين نوع صفات وجود واجب تعالى هست . شرح بيشتر تكثر مفهومى صفات و وحدت مصداقى آنها ، در الهيّات بمعنى الاخص خواهد آمد . ملازمه‌اى ميان ممتنع ذاتى و ممكن نيست متن و اعلم أنّه كما تمتنع الملازمة . . . وفيه نفى الملازمة ، هذا خلفٌ . ترجمه بدان ، همان‌طور كه ميان دو ممتنع بالذات ، ملازمه وجود ندارد استلزامى ميان يك ممكن ذاتى و يك ممتنع ذاتى نيز وجود ندارد ؛ زيرا جواز تحقق ملزوم ممكن ، با امتناع ذاتى تحققِ لازم - در حالىكه ملازمه ميان آن دو فرض شده است - مستلزم تحقق ملزوم ، بدون لازم هست ، كه اين به معناى نفى ملازمه و خلاف فرض است . شرح اگر ممكن ذاتى مستلزم ممتنع ذاتى باشد مانند ملازمه ميان آمدن باران كه امر ممكنى است و اجتماع ضدين كه ممتنع بالذات است ممكن به حكم ممكن بودنش جايز الوقوع خواهد بود . حال اگر او واقع شود و لازمه‌اش كه يك ممتنع ذاتى است واقع نشود ، در حقيقت ميان آن دو از نظر وجود و عدم ، ملازمه‌اى نخواهد بود ؛ زيرا با وجود ملازمه ، با واقع شدن ملزوم بايستى لازم هم واقع مىشد ، در حالىكه با وقوع ممكن ، ممتنع هرگز واقع نمىشود . كه اگر واقع شود آن ، ممتنع بالذات نخواهد بود . و چون مطلب چنين است معلوم مىشود كه ملازمه‌اى در بين نبوده است . پس ، فرض ملازمه ، صحيح نيست . بنابراين همان‌گونه كه بين دو ممتنع بالذات مانند اجتماع ضدين و اجتماع نقيضين ملازمه برقرار نمىگردد بين يك ممكن و يك ممتنع