السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
358
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
الفصل السّادسفى حاجة الممكن إلى العلّةوأنّ علّة حاجته إلى العلّة هو الإمكان دون الحدوث ممكن نمىتواند بدون علت ، موجود شود متن حاجة الممكن - أى توقّفه فى تلبّسه بالوجود . . . فخروج عن الفطرة الإنسانيّة . ترجمه نيازمندى ممكن - يعنى توقف او در تلبّس به وجود يا عدم به چيزى وراى ماهيت خود - از ضروريات اوليه است . به گونهاى كه تصديق به آن به چيزى بيشتر از تصور موضوع و محمول ، نياز ندارد . وقتى ما تصور مىكنيم ماهيت ممكن را و مىبينيم كه نسبت او به وجود و عدم على السّويه است و رجحان يكى از اين دو و تلبّس به آن ، متوقف به امرى وراى ماهيت است ، بىدرنگ آن اصل را ( اصل نيازمندى معلول به علت را ) تصديق مىكنيم . پس ، اتصاف ممكن به يكى از دو وصف - يعنى وجود و عدم - متوقف بر امرى است وراى خود ، و ما آن امر را علت مىناميم . عقل سليم در اين مطلب ترديد نمىكند . و اما قول به اتصاف ماهيت - در حالى كه او ممكنِ متساوىِ النسبه به طرفين است - به يكى از آن دو - بدون آن كه از ناحيهء خود و يا از ناحيهء ديگرى باشد - اين خروج از فطرت انسانى مىباشد .