السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
348
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مىگردد ، كه اقسام آن چهار تا مىشود . اولويت ذاتى را دو جور تفسير مىكنند . يك تفسير در اولويت ذاتى آن است كه ماهيت آن را اقتضا كند . تفسير ديگر آن است كه اگر ماهيت هم آن را اقتضا نكند و علت ديگرى داشته باشد ، او هيچ گاه از ماهيت ، منفك نمىشود . و مفاد اين اولويت آن است كه ماهيت خود به خود به جانب وجود يا عدم ، اولويت مىيابد . اولويت غيرى آن است كه ديگرى اولويت به جانب وجود يا عدم را ايجاب كند ، و آن به اقتضاى ذات ماهيت نباشد . اقوال متفرقه در باب اولويت متن و نقل عن بعض القدماء أنّهم اعتبروا . . . لكون العدم أسهل وقوعاً . ترجمه نقل شده است « 1 » كه بعضى از قدما در مورد پارهاى از موجودات ، قائل به اولويت در جانب وجود شدهاند . و اثر اين اولويت آن است كه از نظر وجود اكثراً واقع مىشود ، يا ( وقت وقوع ) به طور شديد و قوى حاصل مىگردد ، يا براى وقوع به شرط كمترى نياز دارد . و ( همچنين در جانب عدم ) براى پارهاى از معدومات اولويت عدم را اعتبار كردهاند . و اثرش كمتر واقع شدن ، يا ضعف ، يا به هنگام وقوع به شرط بيشتر نياز داشتن است . از بعضى نقل شده است « 2 » كه اعتبار اولويت در طرف عدم را نسبت به پارهاى از موجودات فقط شرط دانستهاند . و از بعضى ديگر نقل شده است كه اولويت عدم را نسبت به جميع موجودات ممكن ، شرط
--> ( 1 ) . ناقل صدرالمتألهين در اسفار ، ج 1 ، ص 200 - 201 مىباشد ، ولى سپس مىنويسد : فأمّا تجويز كون نفس الشىءمكوّن نفسه و مقرّر ذاته مع بطلانه الذاتى فلا يتصور من البشر تجشّم فى ذلك مالم يكن مريض النفس ( 2 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 204