السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
334
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نسبتهاى مرتبط با ذات او ملاك انتزاع صفتهاى واجب هستند . پس او وجوباً به ملاك اصل اين نسبتها كه متقرر در ذات اويند ، رازق و خالق است . و اين صفات همچون اصل و حقيقت آن نسبتها واجب الوجودند و واجب بالذات به طور حقيقى و واقعى به اين صفات ، متصف مىباشد . پس ، خالقيت او و رازقيت او به ملاك اين نسبتهاى حادث ميان او و خلقش نيست تا اعتراض شود كه اين نسبتها و صفاتى كه از اين نسبتها انتزاع مىشوند حادث و ممكنند و چگونه واجب الوجود به اين نوع اوصاف متصف مىگردد . بلكه خالقيت و رازقيت او و ساير صفات او به ملاك اصل و ريشهء نسبتهاست كه متقرّر در ذات اوست . مقصود از ارتباط نسبتها به ذات او حقيقت و اصل همين نسبتهاى حادث و ممكن است كه واجب آنها را همچون وجود هر موجود ممكن ديگر به نحو اعلى و ابسط واجد است و مراد مؤلف از جملهء « نَعَم لوجود هذه النِسَب و الاضافات ارتباطٌ واقعىٌ به تعالى » همين است . آنگاه مؤلف حكيم رحمه الله مىگويند : مرجع صفات وجوبى حق ، به اضافهء اشراقيه باز مىگردد . اضافه دو گونه است ؛ اضافهء مقوليه كه وجود اضافه ، غير از وجود مضاف است ، مانند نسبت مالكيت كه بين مالك و مملوك برقرار مىگردد . در اينجا وجودِ نسبت ، چيزى غير از وجودِ مضاف و مضاف اليه كه مالك و مملوك است مىباشد . قسم ديگر ، اضافهء اشراقيه است كه وجود اضافه ، عين وجود مضاف است ، بدون هيچ گونه فرقى . لكن اين خود دو قسم دارد ؛ يكى اضافهء اشراقيهء وجوديهء ، ديگرى اضافهء اشراقيهء ايجاديه . اضافهء اشراقيهء وجوديه آن است كه مرتبهء مضافٌ اليه غير از مرتبهء اضافه ، باشد ، مانند مرتبهء معلول كه عين ارتباط و اضافه هست و مرتبهء علتش كه اعلى و اشرف از او بوده ، مضافٌ اليه او به شمار مىرود . و اين مرتبه غير از مرتبه معلول مىباشد چون مرتبهء علت اشرف از مرتبه معلول مىباشد .