السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

326

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

( واجب الوجود واجب من جميع الجهات ) از اختصاصات واجب به شمار مىرود ، نه اين حكم ( كه براى او حالت منتظره‌اى نيست ) ، چون مجردات نورانى نيز به اين حكم ، متصف مىگردند ؛ زيرا اگر مفارقات ، حالت منتظرهء كمالى داشته باشند كه امكان حصول آن در مفارق باشد اين مستلزم امكان استعدادى و انفعال از عالم حركت و اوضاع جسمانى مىباشد . و اين ، ايجاب مىكند جسميت و كدورت آنها را ، در حالى كه موجود مفارق ، مجرد و نورانى است . و اين خلاف فرض است . » « 1 » شرح اين‌كه مىگوييم واجب الوجود از هر جهت و از هر صفت ، واجب الوجود است اين از اختصاصات خداوند است كه بر او مترتب مىشود حكم ديگرى و آن اين‌كه در او حالت منتظره و امكانى ، وجود ندارد . اما عدم حالت منتظره از ويژگىهاى اختصاصى خداوند نيست ؛ زيرا مجردات هم حالت منتظره ندارند ، كه اگر مىداشتند بايستى حامل امكان آن صفت و واجد حالت منتظره باشند . و چيزى حامل امكان و استعداد هست كه داراى ماده باشد . و لازمهء آن ، اين مىشد كه مجردات نورانى ، جسم باشند و ثقالت و تكدّر جسمانى داشته‌باشند كه اين ، خلاف فرض است . زيرا آنان مجردند و از زمان و امكان استعدادى مبرا مىباشند نتيجه مىگيريم كه وجوب صفات در واجب تعالى از خصوصيات اختصاصى وى به شمار مىرود اما اين كه او داراى صفت انتظار و استعداد و امكان نيست اين از خصوصيات اختصاصى وى به شمار نمىرود زيرا مجردات هم داراى چنين خصوصيتى هستند . مجردات هر صفت كمالى كه دارند از اول داشته‌اند و تا آخر هم خواهند داشت نه هيچ صفتى را با اكتساب به دست آورده‌اند و نه هيچ صفتى را از دست مىدهند .

--> ( 1 ) . اسفار اربعه ، ج 1 ، ص 122