السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
312
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
وجوبِ واجب ، بذاته است متن فقد تبيّن بما مرّ : أنّ الواجب . . . وانتفاء النقص و الحاجة وهو الايجاب . ترجمه از آنچه گذشت روشن شد كه واجب بالذات ، حقيقتى است وجودى ، كه براى او ماهيتى كه او را محدود كند نيست . او واجب الوجود بذاته هست بدون آنكه به حيثيت تعليلى يا تقييدى نياز داشته باشد ، كه اين همان ضرورت ازلى است . و در مرحلهء اولى گذشت كه وجود ، حقيقت خارجى مُشكِّكى است كه صاحب مراتب مختلفى مىباشد . هر مرتبه از مراتب او واجد كمال مادون و مقوم اوست . و ما دُون متقوم به ما فوق و فاقد بعض كمالات اوست كه اين ، نقص و حاجت او را ( به ما فوق ) نشان مىدهد . مگر بالاترين مرتبه كه واجد تمام كمالات بوده و هيچ از آنها كم ندارد و هر مرتبه به او قائم است و او به هيچ چيز جز ذات خود قائم نيست . بنابراين ، حقيقت واجب بنابر قول به تشكيك ، منطبق مىشود بر بالاترين مرتبه كه ديگر فوق او مرتبهاى كه او را محدود كند نيست ، و كمالى در عالم هستى نيست كه او فاقد آن باشد . در ذات اونقص يا عدمى كه با او آميخته باشد يا حاجتى كه او را محدود كند ، وجود ندارد . و آنچه لازمهء اوست از صفات سلبيه ، به سلبِ سلب و نفىِ نقص و حاجت كه ايجاب است باز مىگردد . شرح بنابر نظريهء تشكيك در وجود كه تمام وجودات را نمودهاى مختلف ومراتب گوناگون يك حقيقت مىداند ذات اقدس الهى در بالاترين قلّه و رفيعترين درجهء