السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
30
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مُؤلّف كتاب در بسيارى از بحوث نهاية الحكمة به طور خاص و بحوث فلسفهء اسلامى به طور عام تلاش بسيار مبذول داشته و بحثهاى بسيار با اين جانب در ارتباط با شرح و نقد مطالب داشته است . كوشش وى بر اين بوده كه نه فقط كتاب نهاية الحكمة تاليف علامهء طباطبائى را كه از بزرگان علم و فلسفهء الهى بوده است شرح نمايد بلكه هم مُعضلهاى فلسفى را در راستاى متن بكاود و شرح دهد و بگشايد و هم دريافت مباحث عميق كتاب را براى پژوهندگان فلسفه در حوزهء علميه و دانشگاه آسان سازد و هم از اين طريق به پيشبرد تفكر فلسفى در جامعهء بشريت خدمت كند . * * * از ديدگاه قاصر من نظام هستى و نظام عقلى و نظام شرعى و اخلاقى ، داراى يك پيوست ژرف و فرازنده و گسترده است كه شگفتىهاى آن و رازهايش پايان ندارد . بر اين اساس است كه طبيعتِ عقل ، كه خرد همگانى است از سوى نصوص دينى مَدرك و حجّت درونى ناميده شده است كه پيوست موجود خردمند و اخلاقيتپذير را با حجّت برون ذهنى و جهانى - كه پيغمبران و امامان معصومند - امكان پذير مىسازد . عقل اكتسابى و خاص كه غير ضرورى و غير همگانى است و در اكتساب نظريات به كار مىرود ، گرچه مُمّد است و براى ما موجودات خطاپذير سرمايه است ، اما مَدرك درونى نيست . مَدرك درونى تنها عقل همگانى مىباشد كه معيار استدلال و سنجش و ادراك است . البته عقل همگانى براى كُنشهاى خود مرحلهء عقل خاص را به كار مىبرد اما تا جايى كه محدود به شرايط و حدود عقل خاص است ديگر رتبهء عقل همگانى را ندارد . اينك بشريت با نگرش به خرد همگانى بىآنكه نياز به ورود در مرحلهء خرد اكتسابى را داشته باشد ، به حقيقت دين به طور بساطت و اجمال انتقال مىيابد . در اين انتقال به طور عام از دو جنبهء عقل عام نظرى و عقل عام اخلاقى به اين شناخت مىرسد . سنخ دين ، سنخ حقيقتى در هستى است كه بالذات و به طور