السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

248

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

عبارت است از ضرورت وجود براى آن و امتناعش عبارت است از ضرورت عدم براى آن و امكان آن سلب ضرورت وجود و عدم نسبت به آن مىباشد . پس واجب ، چيزى است كه وجودش واجب است و ممتنع چيزى است كه عدمش واجب است و ممكن چيزى است كه وجود و عدم آن هيچ كدام واجب نيست . شرح مطالب بالا روشن است و نياز به شرح ندارد . اما توضيح يك نكته بىفايده نيست : جملهء « كلّ مفهومٍ مفروضٍ اما واجبٌ و اما ممكن و اما ممتنع » يك قضيهء منفصلهء حقيقيه است . يعنى نه جمع اينها در يك مفهوم ممكن است و نه خلوّ اين سه عنوان از يك مفهوم . بنابراين هر مفهوم به يكى از اين سه عنوان مُعَنْوَن است . قضيهء منفصلهء حقيقيه قضيهء « مانعة الجمع و مانعة الخلوّ » را گويند . هر قضيهء منفصله‌اى از چند قضيهء موجبهء جزئيه تشكيل مىشود . فى المثل در ما نحن فيه مىگوييم كه « بعض المفهوم امّا ان يكون الوجود له ضرورى ام لا . و بعض المفهوم امّا ان يكون العدم له ضروريا ام لا . » بنابراين هر مفهومى را ملاحظه كنيم و وجود را به آن نسبت دهيم يا وجود براى او ضرورى است مانند مفهوم واجب يا عدم براى آن ضرورى است مانند مفاهيمى كه ممتنع ذاتى هستند يا نه وجود و نه عدم برايش ضرورت ندارد مانند ماهيات امكانى اما مفهومى كه هم وجود و هم عدم برايش ضرورى باشد نداريم . تعريف حقيقى و شرح الاسمى متن وهذه جميعاً تعريفاتٌ لفظيّة . . . أن لا يكون ، إلى غير ذلك . ترجمه و اينها همه تعريفات لفظى هستند كه مفيد تنبيه هستند و تعريفات حقيقى نيستند ،