السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

238

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

حصول صُوَر اجسام ( مانند حرارت و برودتى كه از اجسام دريافت مىكنيم ) در اعضاى حاسه ، به همراه نسبت‌ها و خصوصياتى كه دارند ( مانند انتقال حرارت از كترى به دست ما كه در مجاورت آن قرار دارد ) . و سپس انتقال اين صورت‌ها به مغز با توجه به تصرفاتى كه مغز در اين صُوَر ، بر حسب نوع آن مىكند . از اين‌جاست كه انسان به كمك نوعى از مقايسه كه بين اجزاى صورت حاصله در پيش خود مىكند ، به خصوصيات مقدارى و ابعاد و اشكال موجودات خارجى پى مىبرد ؛ بنابر تفصيلى كه اهل فن در جاى خود بيان كرده‌اند . بديهى است كه اين صورت‌هاى حسى ( كه در قواى حسى منطبع مىشوند ) همراه با خصوصياتى كه ( در قواى حاسه ) دارند با ماهيت‌هاى خارجى مباين هستند ( به جهت تصرفاتى كه مغز در اين صُوَر حسى و خيالى انجام داده است ) . پس ، ديگر جايى براى قول به وجود ذهنى و براى اين ادعا كه ماهيات دست نخورده و مطابق با خارج در ذهن ، حضور پيدا مىكنند ، باقى نمىماند . شرح حاصل اشكال اين است كه ما وقتى صورت‌هاى حسى يا خيالى را درك مىكنيم ، مثلًا دست خود را به ديوارهء كترى يا سماور مىگذاريم و حرارت آن به پوست دست ما منتقل مىشود ، و اين حرارت روى شبكهء اعصابِ منتقل كنندهء دست ، به مغز منتقل مىشود و يا هنگامى كه به ساختمانى كه اتاق‌ها و سالن‌هاى مختلف دارند نگاه مىكنيم و اين صورت حسى را توسط قوّهء باصره به مغز ، منتقل مىنماييم ، مغز ما تصرفاتى بر حسب نوع آن صورت حسى دريافت شده روى آن صُوَر انجام مىدهد ، به گونه‌اى كه از مقايسهء بين اجزاى صورت حسى دريافت شده به اجزاى ماهيت خارجى ، از نظر مقدار و طول و عَرْض و شكل پى مىبرد . اكنون سخن اين است كه اين صورت‌هاى حسى مانند حرارت ، برودت ، شيرينى ، تلخى و اقسام بوها و چشيدنىها و اشكال و ابعاد و غير اينها ، مادى هستند و انطباع مىپذيرند ؛ يعنى در محلى به نام مغز حلول مىكنند . و از سويى ديگر ، چون در آنها تصرفاتى توسط مغز صورت مىگيرد مطابق ماهيات خارجى نيستند .