السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

233

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

موجود شد ، ذهنى است . و از آن‌جا كه ماهيت به خودى خود و صرف نظر از وجود ، امر اعتبارى است آثار هم چه خارجى و چه ذهنى هيچ كدام از او به تنهايى نيست ، بلكه از ماهيتى است كه به وجود خارجى يا ذهنى موجود شده باشد . به عبارت ديگر آثار حقيقتاً از آنِ وجودِ ماهيت است ، خواه وجود ذهنى باشد يا خارجى . اشكالى ديگر بر وجود ذهنى متن ويندفع بذلك إشكالٌ أوردوه . . . انطباع الكبير فى الصغير ، وهو محال . ترجمه از اين‌جا ( عدم ترتب آثار خارجى بر موجود ذهنى ) اشكالى كه جمعى بر قائلين به وجود ذهنى وارد كرده‌اند مندفع مىشود . اشكال اين است كه ما تصور مىكنيم زمين را با همهء گستردگىاش ، با پهن دشت‌ها و صحراها و كوه‌ها « 1 » و آنچه كه آسمان با تمامى ابعاد دور دستش آن را احاطه كرده است . و تصور مىكنيم ستارگان را با همهء ابعاد بزرگى كه دارند . حصول اين مقادير بزرگ و حجم‌هاى وسيع در ذهن ( به حُكم وجود ماهيت در ذهن ) و انطباع و دخول اينها در يك جزء عصبى يا سلول مغزى ، انطباع و دخول شىء كبير است در شىء صغير . و اين از محالات است . شرح خلاصهء اشكال اين است كه اگر ماهيات در ذهن ، وجود پيدا مىكنند و تصور آسمان‌هاى برافراشته و كوه‌هاى بلند و دشت و بيابان‌هاى وسيع عبارت از تحقق ماهيات اينها در ذهن است ، چگونه ممكن است ماهيات اشياى به اين بزرگى در بخش كوچكى از اعصاب يا سلول‌هاى مغزى با همهء كوچكيش بگنجد ؟ با آن‌كه

--> ( 1 ) . سهول ، جمع سهل به معناى زمين نرم است . برارى ، جمع بريه به معناى زمين و صحراى بدون زراعت . شاسعه‌به معناى دور مىباشد . ارجاء به معناى اطراف است