السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
215
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
مضافاً به اينكه مىتوان در اصل اين اشكال خدشه وارد كرد ؛ زيرا دور در جايى مطرح مىشود كه علم به محكى متوقف بر علم به حكايت و علم به حكايت متوقف بر علم به محكىٌ باشد . اما در باب علم گرچه علم به حكايت حاكى متوقف بر علم به محكى هست ، اما علم به محكى متوقف بر علم به حكايت نيست ، بلكه متوقف بر وجود حاكى و نفس حكايت است نه علم به آن . بنابراين اساساً دور مطرح نمىشود . جوابى ديگر از نظريهء دوم شبح متن ولو كان كلُ علمٍ مُخطئاً فى الكشف عمّا . . . نقيضُه وهو كون بعض العلم مصيباً . ترجمه اگر علم ، پيوسته در كشف حقايق ، خطا كند سفسطه پيش مىآيد . و از سويى ديگر تناقض رخ مىنمايد ؛ زيرا « خطا بودن هر علم » موجب آن است كه كليت همين سخن هم خطا بوده مفادش دروغ باشد . ناگزير نقيضش كه بعضى از علوم ، صحيح است صادق خواهد بود . شرح كسانى كه مىگويند علوم ذهنى ما مباين با حقايق خارجى هستند حال خواه قائل به شبح باشند يا نباشند با دو مشكل عمده روبهرو هستند : يكى اينكه هيچ حقيقت علمى را نخواهند توانست مطابق با واقعيت خارجى دانسته آن را صحيح بدانند . نتيجه آنكه همهء علوم آنها جهل بوده ، سفسطه و پوچ گرايى بر انديشهء بشر به جاى باورهاى صحيح ، حاكم خواهد گشت . سفيد را سياه و آسمان را زمين و آتش را يخ خواهند ديد ؛ چون براى هيچ يك از اين ماهيات ، معانى مطابق با خارج معتقد نخواهند بود و ماهيات ذهنى ، واقعيات مشخص خارجى را نشان نخواهند داد . مشكل ديگر ايشان اين است كه ادعاى كلى آنها كه ( هيچ علمى كاشفيت از خارج ندارد ) ناصحيح خواهد بود ؛ زيرا اگر اين ادعا كليت داشته و صحيح باشد كليتش ،