السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

205

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

خصوصاً در فلسفهء غرب مورد توجه هست . اين نظريه به قدما نيز نسبت داده شده است . « 1 » نظريه اشباح مىگويد آنچه در ذهن حاصل مىشود عين معلوم خارجى نيست بلكه نمود ناقصى از اوست و صورت ذهنى با معلوم خارجى مباينت ماهوى دارد . در نظريهء اشباح ، انشعابى هم وجود دارد . جمعى معتقدند كه اشباحى كه در ذهن ما مىآيند حكايت از خارج مىكنند ، مانند حكايتى كه عكس از صاحب خود مىكند . در عين حال كه از نظر ماهيت ، اين شبح ذهنى با موجود خارجى تفاوت مىكند ؛ زيرا عكس انسان مثلًا ساكن است با آن‌كه خود او متحرك است ، و نيز عكس انسان ، حيوان ناطق نيست با آن‌كه خود او هست يا تفاوت‌هاى ديگر . جمع ديگرى مانند قول بعد معتقدند كه اشباحِ موجود در ذهن ، حتى حكايت از خارج هم نمىكنند . وجه مشترك هر دو قول آن است كه در هر دو صورت ، شبح ذهنى از نظر ماهيت با موجود خارجى متفاوت است . و همين نكته ، فرق بين نظريهء اضافه و شبح است ؛ زيرا در نظريهء اضافه آنچه نزد عالم حاصل مىشود دقيقاً عين معلوم خارجى است ، بر خلاف نظريهء شبح . بر اساس اين نظريه آنچه در ذهن ما موجود مىشود ، نمود ناقصى است از آنچه در بيرون وجود دارد ، و از نظر ماهيت متفاوت . بر اساس نظريهء شَبَح نقد و ايرادهاى ايده‌آليست‌ها و سوفسطائىها در مسئله علم

--> ( 1 ) . برخى از حاشيه نويسان ، چون ميرسيد شريف در حاشيه بر شرح بر حكمة العين تأليف كاتبى ، بعد از نقل عبارت قدما كه گفته‌اند : - علم عبارت است از تمثّل حقيقت معلوم نزد عالم - نوشته‌اند : آيا مراد آنها همان حصول ماهيت معلوم است نزد عالم ، يا حصول شبح معلوم است در پيش عالم . پس از اين ترديد ، ترجيح مىدهد كه نظريه قدما ، حصول ماهيت معلوم بوده است ؛ نه حصول شبح معلوم . از اين رو ، نظريهء شبح ، قولى است كه شارح مقاصد و امثال آن به قدما نسبت داده‌اند . ولى قدما چنين حرفى را نمىخواسته‌اند بگويند . و اين نسبت ، نسبت نادرستى است