السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
203
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
بايد همان آثارى كه ماهيات در خارج دارند ، مانند سوزندگى براى آتش و سردى براى يخ ، در ذهن ما هم داشته باشند ؛ در حالى كه ندارند . از سوى ديگر ، اجتماع ماهيت حار و ماهيت بارد در يك ظرف به نام ذهن اجتماع متضادين است ، و اين امر محالى است . اين اشكالات و امثال آن موجب شده است كه در اين باب نظريات ديگرى مطرح گردد ، مانند نظريه اشْباح يا إضافه كه إنشاء اللَّه متعاقباً نقل مىشود . نظريه اضافه متن وأنكر الوجودَ الذهنىّ قومٌ ، فَذَهَبَ . . . من النّفس إلى المعلوم الخارجىّ . ترجمه جماعتى ، « 1 » وجود ذهنى ماهيات را انكار كرده ، قائل شدهاند كه علم ، نوعى اضافه است ميان نفس و معلوم خارجى . شرح گرچه معروف است كه نظريهء اضافه را براى اولين بار فخر رازى در مباحث المشرقيه آورده ، ولى قبل از او ، نظريهء اضافه را ابوالحسن اشعرى با عنوان « تعلّق » مطرح كرده است . و از آنجا كه فخر رازى ، اشعرى مذهب بوده و نظريات ابوالحسن اشعرى را توجيه مىكرده است ، نظر او را سامان داده ، و تحت عنوان اضافه به نام خود مطرح نموده است . آنچه در مباحث المشرقيه مطرح است اين است كه علم عبارت است از اضافه بين عالم و معلوم ذهنى ، كه سخن قابل فهم و قابل توجيهى است ؛ نه بين عالم و معلوم خارجى ، كه سخن نادرستى است . اگر فخر رازى همه جا اين نظريه را داشته باشد
--> ( 1 ) . فخر رازى ، مباحث المشرقيه ، ج 1 ، ص 321