السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

174

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

موضوعى ديگر نمىيابيم . معلوم مىشود در اين جا غير از موضوع و محمول ، چيز ديگرى هم هست كه آن چيز جداى از طرفَين نبوده ، به طورى كه شىء سوم و مفارق از آن دو باشد ، مانند مفارقت موضوع از محمول . و گرنه ( اگر نسبت ، يك موجود مستقل باشد ) ما محتاج به رابط ديگرى هستيم كه ربط دهد رابط را به موضوع ، و به رابط ديگرى كه ربط دهد رابط را به محمول . در اين صورت ، اجزاى قضيه كه سه تا هستند پنج تا مىشدند و آن پنج جزء به چهار رابط ديگر نيازمند بودند كه جمعاً نه تا مىشدند . و مطلب به همين سبك ادامه پيدا مىكرد . كه نتيجتاً اجزاى يك قضيه يا مركب تا بىنهايت تسلسل پيدا مىكرد ؛ در حالى كه آن اجزاء ، محصور بين حاصرَين ( موضوع و محمول ) بودند . و اين محال است . پس رابط ، موجود در دو طرف بوده ، قائم به آنهاست . به اين معنا كه خارج از آنها نبوده ، و عين يا جزء آن دو ، يا يكى از آن دو نيست . اما دو طرف ( موضوع و محمول ) بر خلاف رابط ، مستقل هستند . از اين‌جا ثابت مىشود كه بعضى از موجودات ، وجود فى نفسه و مستقل دارند و بعضى ديگر وجود فى غيره ( و غير مستقل ) دارند ، كه آن وجود ، رابط است . و از اين‌جا معلوم مىشود كه وسط قرار گرفتن نسبت بين طرفين عبارت از قائم بودن نسبت به طرفين و رابط بودن آن است . شرح از بيانات گذشته به سادگى روشن مىشود كه بعضى از موجودات چه موضوع يك قضيه باشند يا محمول آن يا اجزاى يك مركب ، از وجود مستقلى برخوردارند ، مانند زيدٌ و قائمٌ در جملهء « زيدٌ قائمٌ » . اما علاوه بر موضوع و محمول ، نسبتى در ميان اين دو هست كه اين نسبت بين عمرو و قيام يا زيد و جلوس ، وجود ندارد . در واقع پيوند مخصوصى بين موضوع و محمول حاكم هست كه ما از آن به وجود رابط نام مىبريم . وجود رابط ، عامل اتحاد موضوع با محمول است و خود ، قائم به آنهاست و در موجوديت ، استقلالى ندارد . بر اساس مطلب فوق اجزاى قضيه عبارت مىشوند از سه جزء : موضوع ، محمول و رابط كه اين دو را به هم پيوند مىزند . حال اگر فرض كنيم كه رابط ، وجود مستقلى دارد بايد به دو رابط ديگر نياز داشته