السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

134

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

سكون تشكيل دهد . بنابراين ، حركت تند و حركت كُند هر دو از يك نوع ماهيتند . تندى و كُندى چيزى مغاير و بيرون از حركت نيست . نمود خاصى از حركت و مرتبهء معينى از آن است كه عين خود حركت است . به عبارت ديگر « ما به الاشتراك » ميان آن دو ، حركت و « ما به الامتياز » آن دو به حركت است . ما اين حركت را حقيقت مشكك مىگوييم . وجه تسميه‌اش آن است كه اين حقيقت ، انسان را به شك مىاندازد . و انسان گمان مىكند كه اين دو ، دو نوع مغاير هستند و وجه امتياز اينها چيزى بيرون از وجه اشتراكشان مىباشد . لكن چنين نيست . هر حركت تندى ، نسبت به حركت تندتر از خودش كُند به شمار مىرود . تا بىنهايت همهء اين مراتب از يك خانواده و نوع بوده ، اختلاف تشكيكى را به وجود مىآورند . تمايز تشكيكى را بيشتر از هر كس سهروردى به تبع حكماى ايران زمين ، كه آنها را پهلوى مىگفته‌اند ، بسط داده است . و صدرالمتألّهين آن را به بحث وجود تعميم داده‌است . مثال ديگرى كه مؤلف ، آن را اين‌جا آورده و مورد استشهاد سهروردى است ، حقيقت نور است . وى مىگويد : نور شديد و نور ضعيف هر دو نورند . اشتراكشان در نوريت است و اختلافشان هم در نوريت است . يكى نوريت افزون و ديگرى نوريت كمتر است . اين طور نيست كه نور شديد ، نور باشد با چيز ديگرى غير از نور ، و نور ضعيف نور باشد آميخته با ظلمت . ( زيرا آميختگى نور و ظلمت ، كه از دو سنخ متقابل هستند ، محال است ) . لازم به ذكر است مثال به نور و تشكيك در آن به كار كسى چون شيخ اشراق مىآيد كه قائل به تشكيك در ماهيات است . اما اگر كسى چون صدرالمتألهين قائل به اصالت وجود بود و تشكيك در ماهيت را قبول نداشت ، طبعاً تشكيك در نور را به ماهيت نور ارجاع نخواهد داد ، بلكه آن را از آنِ وجود او خواهد دانست . و وجود يكى را شديدتر و وجود ديگرى را ضعيف‌تر توصيف خواهد كرد ،