السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

123

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

بيرون از وجود ، چيزى وجود ندارد تا سبب وجود شود . و هرچه موجود مىشود به سبب وجود ، موجود مىشود . بنابراين براى وجود ، علتى بيرون از آن متصور نيست ، تا از طريق آن علت ، به وجود كه معلول اوست پى ببريم ، تا سنخ مسائل فلسفى به طريق برهان لِمّى ، يعنى پى بردن از علت به معلول باشد . قبلًا در شرح مقدمهء كتاب ذيل نكته پنجم ، اين بحث مفصلًا ارائه گرديد و بار ديگر شرح آن در فصل هشتم از مرحلهء چهارم و فصل سيزدهم از مرحلهء يازدهم و فصل دوم از مرحلهء دوازدهم خواهد آمد ، إن‌شاء اللَّه . گفتيم محمولات و مسائل فلسفى كه برابر با موضوع فلسفه هستند اثبات آنها به طريق برهان لِمّى نيست ؛ زيرا خود موضوع فلسفه كه وجود است به برهان لِمّى ثابت نمىشود ، چه رسد به محمولات آن . و نيز گفتيم كه فهم وجود به ادراك اولى و بديهى است و پى بردن به احكام وجود از قبيل پى بردن از يك ملازم به ملازم ديگر است . كه مفاد برهان انّى از قسم دوم است مانند آن كه از صرافت به عدم ماهيت و عدم تركيب براى او منتقل مىشويم . آرى ، سخن فوق منافات ندارد كه بعضى از مراتب وجود بر بعضى ديگر متوقف باشند ، مانند توقف ممكنات بر خداى تبارك و تعالى و يا ممكنى بر ممكن ديگر ؛ زيرا آنچه گفته شد كه براى وجود ، سببى و علتى نيست مراد آن بود كه براى وجود ، علتى بيرون از وجود ، متصور نيست . اين مطلب ، ربطى ندارد به اين‌كه بعضى از مراتب وجود ، سبب بعض ديگر از مراتب وجود شوند . وجود ، عين خارجيت است متن وعاشراً ، أنّ حقيقةَ الوجود حيث كانت . . . خارجىٌّ يُقوّمه وتترتّب عليه آثارها . ترجمه دهم ، حقيقت وجود از آن جهت كه عين حيثيت ترتب آثار هست ، عين خارجيت نيز مىباشد .