السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

114

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

در خارج . در خارج ، فرد نوع يافت مىشود اما خود نوع يافت نمىشود ، بلكه وجود آن مقيد به ذهن است . لكن بخش ديگرى از قضايا هستند كه مصداق آنها نه در خارج موجود است و نه در ذهن ، ولى در عين حال در قلمرو قضاياى صادقه به شمار مىروند . سؤال اين است كه اگر مصداق آنها در خارج و ذهن موجود نيست و در عين حال از جمله قضاياى صادقه هستند ، مانند قضيهء « عدم علت علت است براى عدم معلول » و عدم هم كه مصداقى در خارج يا ذهن ندارد . پس مصداق اين نوع قضايا را بايد در كجا جست‌وجو كرد ؟ مؤلف پاسخ مىدهند وجه صحت اين نوع از قضايا بدين سبب است كه اين قضايا با نفس الامر مطابقت دارند . حال سؤال مىكنيم نفس الامر چيست ، كه انطباق قضايا با آن ملاك صحت آن قضايا مىشود ؟ در اين‌جا براى نفس الامر معانى سه‌گانه‌اى بيان مىشود كه اولين آن مورد نظر مؤلف حكيم رحمه الله قرار مىگيرد و در دو معناى ديگر مناقشه مىكنند . اضطرارى ديگر براى عقل متن والّذى ينبغى أن يقال بالنّظر إلى الابحاث . . . ثمّ التّصديق بأحكامها . ترجمه با توجه به بحث‌هاى پيشين آنچه شايسته است گفته شود اين است كه شىء اصيل ، همان موجود « 1 » حقيقى است كه وجود باشد و هر حكم حقيقى از آن اوست . در مرتبهء بعد چون ماهيات در ذهن‌هاى ما نمودهاى وجودند ، عقل ناگزير توسّعى در معناى وجود داده ، وجود را براى ماهيات اعتبار مىنمايد و بر آنها حمل مىكند . لذا مفهوم وجود و ثبوت ، هم برخود وجود حمل مىشود ( الوجود

--> ( 1 ) . عبارت كتاب گرچه وجود حقيقى است ، ولى بايد موجود حقيقى باشد