السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )
107
فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )
نخواهد داشت . بنابراين ، وجود نه خود جزء چيزى است و نه جزء براى آن متصور است . صفات وجود ، بيرون از او نيست متن ورابعاً انّ ما يلحق الوجود حقيقة . . . إذ لو كانت خارجةً كانت باطلةً . ترجمه چهارم ، آنچه بر وجود از صفات و محمولات ملحق مىشود ، امورى هستند كه خارج از وجود نيستند ؛ زيرا اگر خارج از مرز وجود باشند هيچ و نابودند ( زيرا فراتر از مرز وجود ، عدم است ) . شرح قبلًا گفتيم تمام محمولات مسائل فلسفى برابرند با موضوع فلسفه كه وجود باشد . و اگر اخص از موضوع هستند آنها و مقابلاتشان برابر با موجود هستند . مانند آنكه مىگوييم موجود يا علت است يا معلول ، كه اين دو ، روى هم رفته برابر با « موجودٌ » مىباشند . وصفاتى هم كه براى وجود آورده مىشود ، مانند قوّه و فعل ، حدوث و قديم ، وجوب و امكان همه داخل در مملكت وجود بوده ، هيچكدام از مرز آن خارج نيستند ؛ زيرا فراتر از مملكت وجود ، ديار عدم و نيستى است . انقسام وجود به بالذّات و بالعرض متن وخامساً انّ للموجود من حيث أتصافه . . . قبالَ ما ليس بموجودٍ بالوجود . ترجمه پنجم ، موجود از حيث اتصافش به وجود ، به موجود بالذّات و موجود بالعرض تقسيم مىشود . خود وجود بالذّات ، موجود است به اين معنا كه موجوديتش عين وجود است . و ماهيت بالعرض موجود