داوود صمدى آملى

6

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

و موجود واقعي أو منته إليه ليس وهما سرابيّا . فلا يسعنا أن نرتاب في أنّ هناك وجودا ، و لا أن ننكر الواقعيّة مطلقا ، إلّا أن نكابر الحقّ فننكره ، أو نبدي الشكّ فيه و إن يكن شيء من ذلك فإنّما هو في اللفظ فحسب . 5 ) فلا يزال الواحد منّا و كذلك كلّ موجود يعيش بالعلم و الشعور يرى نفسه موجودا واقعيّا ذا آثار واقعيّة و لا يمسّ شيئا آخر غيره إلّا بما أنّ له نصيبا من الواقعيّة . ترجمه كلامى به عنوان مدخل براى اين فن [ موجود واقعى دانستن هر موجود ذى شعور خود را ] 1 ) به‌راستى ما گروه مردم اشيايى موجود هستيم و نيز با ما اشياى ديگرى هست كه آنها هم موجودند ، چيزهايى كه چه بسا در ما تأثير مىكنند و يا از ما تأثير مىپذيرند ، همان‌گونه كه ما در آنها اثر مىگذاريم يا از آنها متأثّر مىشويم . 2 ) اينجا هوايى است كه آن را استنشاق مىكنيم و غذايى است كه آن را تغذيه مىكنيم و زمينى است كه بر آن رفت‌وآمد مىكنيم و خورشيدى است كه از نور آن بهره مىگيريم و ستاره‌هايى است كه بواسطهء آنها راه را مىيابيم و حيوانى است و گياهى و چيزهاى ديگر . و اينجا امورى وجود دارد كه ما آنها را مىبينيم و چيزهاى ديگرى وجود دارد كه ما آنها را مىشنويم و چيزهاى ديگرى هست كه ما آنها را استشمام مىكنيم و چيزهاى ديگرى هست كه ما آنها را مىچشيم و همين‌طور چيزهاى ديگر و ديگر . 3 ) و اينجا امورى هست كه ما آنها را قصد مىكنيم يا از آنها فرار مىكنيم و اشيايى هست كه ما آنها را دوست و يا دشمن داريم و اشيايى هست كه ما به آنها اميدوار و يا از آنها بيمناك هستيم ، امورى وجود دارد كه طبيعت ما به آنها مايل و