داوود صمدى آملى
51
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
جان مردم به حد يقين است و آن مقامى است كه بايد ايشان را به كشف حقايق اشياء نظام هستى رساند و اين وظيفهء بسيار سنگينى است . اما ائمه چون سمت نبوت تشريعى نداشتند نوعا زودتر از اين سن به مقام امامت نائل مىشدند . اين را گفتيم تا توجه داشته باشيد مقام تبليغ مقام سنگينى است . لذا عزيزان من سعى كنند زود ملبّس به لباس روحانيت نشوند . ابتدا سعى كنند چند سالى را محكم و استوار درس بخوانند تا خوب پخته شوند ، به علاوه اينكه ما غير از خواندن بايد ابتدا بچشيم تا بعد بتوانيم براى ديگران سخن بگوييم و حقايق را به آنان بچشانيم و اين صرفا با مطالعه ميسّر نيست . لذا حضرت آقا مىفرمودند : جناب حاج محمد تقى آملى در خاطرات خود دارند كه ما وقتى به محضر آسيد على قاضى رحمة اللّه عليه رسيديم ، حضرت آقاى طباطبايى با اخويشان آنجا زانو زده بودند و همان موقع ايشان داراى حالاتى بودند . متن و لمّا كان من المستحيل ان يتّصف الموجود بأحوال غير موجودة انحصرت الاحوال المذكورة في احكام تساوي الموجود من حيث هو موجود ، كالخارجيّة المطلقة و الواحدة العامة و الفعلية الكلّية المساوية للموجود المطلق . أو تكون احوالا هي اخصّ من الموجود المطلق ، لكنها و ما يقابلها جميعا تساوي الموجود المطلق ، كقولنا : « الموجود إما خارجي او ذهني » و « الموجود اما واحد او كثير » و « الموجود امّا بالفعل أو بالقوّة » و الجميع - كما ترى - امور غير خارجة من الموجوديّة المطلقة ، و المجموع من هذه الابحاث هو الّذي نسمّيه : « الفلسفة »