داوود صمدى آملى
14
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
است بلكه موضوع گريهء او امرى واقعى به نام درد بوده كه مادر هنوز به آن واقف نشده است . كودكان در همان حدى كه پا در عرصهء معرفت وجود و واقعيات نظام هستى گذاشتهاند ، كه از جمله واقعيات عالم ، احساس درد و گرسنگى و تشنگى است ، در آن مقدار از فهم واقعيات ، از ما هم دقيقترند و هرگز در فهمشان خلاف هم پيش نمىآيد ، زيرا در اين مقدار صاحب مقام ادراك شهودى هستند كه ادراك شهودى كودك مبنى بر درد خود ، فوق ادراك فكرى مادرى مبنى بر گرسنگى كودك است . اين ادراك شهودى كودك است كه موجب پروراندن او مىشود ، لذا آنچه را كه مورد نيازش است طلب مىكند ، در مقابل محبتها و محنتها عكس العمل نشان مىدهد ، اگر كسى به او بد نگاه كند چهرهء خود را از او برمىگرداند و اگر كسى مثل مادر به او مهربانى كند به او عطوفت نشان مىدهد و لبخند مىزند . . . خلاصه حتى كودك هم از همان ابتدا يكپارچه در حقيقت قدم مىگيرد . فلسفه تمام العلوم است عرض كرديم هر موجودى كه پا در پلهء اول ادراك نهاده است و به طرف فهم حقايق اشياء قدم مىگيرد ، چنين موجودى پا در علم فلسفه گذاشته است . لذا در بين قدما ، فلسفه به « تمام العلوم » معروف است . وقتى اوايل حكمة الاشراق سهروردى را ملاحظه بفرماييد مىبينيد كه تمام رشتههاى علمى را فلسفه مىناميدند . منتهى ما كمكم آن را محدود كرده و در چند مرحله الهيات اعم و الهيات اخص نامگذارى نموديم و الّا فلسفه فهم حقايق موجودات است . يعنى حتى پزشك هم كه در صدد فهم بدن انسان است ، در حقيقت مشغول فهم حقيقتى از حقايق نظام هستى است و همينطور هر