الشيخ حسين الحقاني

59

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

غيرمتناهى اجزاء در يكى از اجزاء تسلسل است و اين شرط تنها در صورت تصاعد سلسلهء ، جارى است نه تنازل سلسله ، اين معيار ، ( به نظر ما ) در هردو مورد جارى است ( به تقريبى كه در بالا بيان شد و فرق گذاشتن بين تنازل سلسله و تصاعد آن در اين معيار ، خالى از وجه و دليل است ) . تذكّر دوّم : سابقا گذشت كه عقل ، تسلسل را با سه شرط محال ميداند : 1 - هنگاميكه اجزاء سلسله موجود بالفعل باشد . 2 - همه اجزاء سلسله در وجود و تحقّق مجتمع باشند . 3 - برخى از اجزاء بر برخى ديگر مترتّب باشد . حال اگر تحقّق مجموعه‌اى كه برخى از اجزاء سلسلهء نامحدود آن ، بالقوّه موجود باشد مثل بعض مراتب عدد ، اين نوع تسلسل ، محال نيست زيرا در چنين مواردى موجود از آن دائما محدود متناهى است ( نه غيرمتناهى كه موضوع بحث ما در تسلسل است ) هم‌چنين ( با توجّه به شرط دوّم ) محال نيست اگر اجزاء سلسلهء موجود بالفعل باشند و لكن مجتمع در وجود نباشند مثل حوادث زمانى كه بعضى از آنها به هنگام وجود بعضى ، معدوم هستند براى اينكه موجود از اين حوادث زمانى ، دائما متناهى است . و هم‌چنين ( با توجّه به شرط دوّم ) محال نيست اگر اجزاء سلسلهء ، موجود بالفعل بوده ، مجتمع در وجود باشند و لكن ترتّبى بين آنها موجود نباشد يعنى وجود برخى بر وجود برخى ديگر متوقّف نباشد مثل عدد غيرمتناهى از موجودات كه بين آنها نه عليّتى است و نه معلوليّتى . دليل عدم محاليّت در موارد بالا ( كه همهء شرائط سه‌گانه محاليّت تسلسل را ندارد و يا برخى از آنها را ) اين است كه با فقدان برخى از شرائط سه‌گانه ( و يا احتمالا با فقدان همهء آنها ) ديگر سلسلهء واحد موجود غيرمتناهى نداريم تا در آنها براهين محاليّت تسلسل جارى باشد .