الشيخ حسين الحقاني

45

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

درس سوّم ( 3 ) فروع اصالت وجود و اعتبارى بودن ماهيّت : فرع اوّل : هر محمولى كه بر حيثيّت ماهيّت يك شىء حمل شود دو حكم دارد : اوّل اينكه حمل تنها به ملاحظهء وجود آن ماهيّت است . دوّم اينكه وجود در هر حمل ماهوى ( حمل ماهوى حملى است كه محمول آن از ذاتيّات از قبيل جنس مثل حيوان و يا فصل مثل ناطق و يا جنس و فصل هر دو مثل حيوان ناطق در مورد انسان و يا لوازم ذاتى مثل تعجّب براى انسان باشد ) به صورت حيثيّت تقييدى مىباشد ( يعنى محمول محوله بقيد وجود موضوع مىباشد ) زيرا ماهيّت ذاتا ( يعنى بدون ملاحظهء وجود با آن ) باطل بوده و از بين رفتنى است و هيچ اثرى ندارد . پس ثبوت ذات ماهيّت و ذاتيّات آن ( جنس و فصل و لوازم ذاتى آن ) همه به واسطهء وجود است پس گرچه ماهيّت اين حال را دارد كه عقل به هنگام اعتبارش او را اين‌گونه مىيابد كه ماهيّت نظر بذاتش جز خودش چيزى ديگرى نيست . ( يعنى ) نه موجود است و نه معدوم ( به اين معنى كه وجود و عدم در حدّ ماهيّت و تعريف آن اخذ نشده و از آن مرتفع است ) و لكن ارتفاع وجود از ماهيّت به حسب اين اعتبار عقلى كه ماهيّت به ذات خود نه موجود است و نه معدوم كه معناى آن اين است كه موجود در تعريف ماهيّت و حقيقت آن اخذ نشده است هرگز منافاتى ندارد با اين حقيقت كه وجودى كه خارج از حدّ ماهيّت است از خارج بر ماهيّت عارض شود . پس هر ماهيّت بهر كيفيّتى كه فرض شود يك نوع ثبوتى براى آن هست . و هم‌چنين است لوازم ذات