الشيخ حسين الحقاني

33

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

موجودات ممكن ( يعنى ماهيّاتى كه وجود را از غير گرفته و ذات آنها نسبت به وجود و عدم على السّويه است ) واجب بالذّات باشند ( واجب بالذّات موجودى است كه وجود را به حسب ذات خود دارد و از غير ، وجود به او داده نشده است ) زيرا لازمهء بودن وجود ، موجود بالذّات اين است كه سلب وجود از ذات موجود محال باشد چه ممتنع است شىء از خودش سلب شود و ما از واجب بالذّات معنائى اراده نمىكنيم جز اينكه عدمش به جهت ذاتش ( لذاته ) محال باشد . دفع ايراد : ملاك بودن شىء واجب بالّذات اين نيست كه وجودش عين ذاتش باشد بلكه ملاك اين است كه ذاتش بدون نياز به غير خود ، اقتضاى وجود و هستى بكند و لكن هر موجود ممكن است در عين اينكه در ذات خود موجود است نياز به ديگرى نيز داشته و فيض وجودش را از غير گرفته است . ( در مقام تشبيه و تقريب بذهن مىتوان ادّعا كرد كه ) معناى وجود ممكن است درست مثل معناى حرفى است چرا كه براى آن فى نفسه معنائى وجود دارد و لكن قائم به غير است و بدون آن ، معنا و مفهومش تمام نيست و در بحثهاى آينده در اين‌باره توضيح بيشترى خواهد آمد . مرحوم صدر المتألهيّن « 1 » در اسفار ج 1 ص 40 در اين مورد بحث چنين مىگويد :

--> ( 1 ) - محمّد فرزند ابراهيم بن يحيى شيرازى ملقّب به صدر الدّين و صدر المتألهيّن معروف به صدرا از اكابر فلاسفه و حكماى قرن يازدهم هجرى است وى علاوه بر تبّحر در كلام و فلسفه در حديث و تفسير قرآن تخصّص داشت . صدرا نزد شيخ بهائى و ميرداماد و ميرفندرسكى تلمّذ كرد و جمعى از بزرگان فلاسفه و حديث نزد وى به تحصيل اشتغال داشتند از آن جمله ملّا محسن فيض كاشانى و ملّا عبد الرازق فيّاض لاهيجانى . ملّا صدرا كتب و رسائل زيادى نوشته‌اند از آن جمله « الاسفار الاربعه » و « اتّحاد العاقل و المعقول - اتّصاف الماهيّة بالوجود - « اسرار الآيات و انوار البيّنات » - « اكسير العارفين فى معزقه طريق و اليقين » - « الامامة بدء وجود الانسان » - « تفسير آية الكرسى تفسير آيهء نور » - « تفسير سورهء اعلى و سورهء جمعه و سورهء حديد و سورهء زالزال - سوره و الطارق - و الضحى - سورة الفاتحه - يس و واقعه » - « شرح اصول كافى » - « شرح حكمة -