الشيخ حسين الحقاني

مقدمهء شارح 1

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

پيش‌گفتار شارح : بسمه تعالى ارزش فلسفه و موقعيّت آن در ميان علوم انسانى : يكى از مسائل لازم بذكر در ابتداى شروع در فلسفه بلكه هر علمى از علوم اين است كه فلسفه و بطور كلّى هر علمى ، در ميان رده‌بندى علوم چه موقعيّتى داشته ؟ و در چه مرتبه ارزشى قرار دارد ؟ تا بتوانيم به ارزش واقعى آن علم و كاربرد خاصّ آن در ميان ساير علوم پى ببريم . حال اين سؤال اساسى مطرح است كه فنّ فلسفه در ميان ردهءبندى علوم انسانى چه موقعيّتى دارد ؟ در پاسخ آن مىگوئيم كه علم ، معناى وسيعى دارد كه تمام معلومات بشرى را در بر مىگيرد . دانش بشرى به‌طور كلّى به سه وجه متصوّر است و اين سه وجه عبارتند : 1 - شناسائى سطحى - و آن اطّلاعاتى است كه حيوانات و يا مردم ابتدائى و كودكان از عالم خارج دارند . و مشخّصه آن ، اين است كه بين معلولها رابطه‌اى ايجاد نشده ، صاحب اين شناسائى قادر بايجاد رابطه بين اشياء نمىباشد ، فقط مىفهمد و درك مىكند كه مثلا حيوان لانهء خود را مىشناسد و غذاء مىخورد و بچّهء خود را مطابق فطرت و خلقت شناسائى مىكند امّا نمىتواند بگويد كه لانهء خود را چگونه و با چه طرح و مهندسى مىسازد ؟ و از كجا ، غذاى خود را بدست مىآورد ؟ و مسألهء فطرت و خلقت چگونه است ؟