الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
82
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
چنين گفت : « معقولات اولى مفاهيمى كلى هستند كه مىتوان براى آنها در خيال صورت جزئى پيدا كرد . » پس براى اينكه بفهميم مثلا مفهوم كلى ترس يك معقول اوّل است يا نه ، به ذهن خود رجوع مىكنيم ، مىبينيم كه مىتوان حالت ترس مشخصى را كه در واقعهء وحشتناكى به ما دست داده ياد كرد ؛ اين يادآوردن همان توجه به صورت جزئى ترس است ؛ پس براى مفهوم كلى ترس يك صورت جزئى نيز در ذهن هست ، طبعا مفهوم ترس يك معقول اوّل است . به ذكر مثال ديگرى مىپردازيم . آب سردى را در نظر مىگيريم . هنگامى كه دست خود را در اين آب فرو مىبريم ، اثرى در سلسله اعصاب دست ما به وجود مىآيد . ما اين اثر را مىيابيم و براى بيان آن مىگوئيم : « احساس سردى مىكنم . » اين احساس جز همان ادراك حسى نيست و تا هنگامى در ماست كه دست ما در آب باشد ؛ پس از آن زايل مىشود . بعد از قطع رابطهء عضو حسى ما با آب و زايل شدن احساس سردى ، در خود مىيابيم كه مىتوانيم آن حالتى را كه هنگام فرو رفتن دست در آب در ما به وجود آمده بود به ياد آريم . بيشك ، اين تصور سردى عين سرد شدن دست نيست ؛ پس معلوم مىشود هنگامى كه ما در حال حس كردن بودهايم در مرتبهء ديگرى از ذهن تصويرى از آن سردى محسوس به وجود آمده كه به نحوى عين آن است . اگر چند سردى ديگر را احساس كنيم و صورت خيالى از آنها بگيريم ، چند خاطره از سرديهاى مشخص خواهيم داشت : خاطرهء سردى فلان يخ ، خاطرهء سردى هواى فلان روز ، خاطرهء سردى فلان آب . با تحقق اين صور خيالى در نفس ، زمينه فراهم مىشود تا در عقل صورت كلى سردى به وجود آيد كه به نحوى با خاطرههاى فوق عينيت دارد . اين صورت صورت سردى است اما نه صورت سردى فلان آب يا صورت سردى فلان يخ مشخص يا صورت سردى هواى فلان روز و در نتيجه نفس باتوجه كردن به آن فقط خود سردى را درك مىكند اما به سردى شىء مشخصى پى نمىبرد ؛ به عبارت ديگر ، اين صورت عقلى از هر سردى مشخص فقط سرديش را نشان مىدهد ، بدون عوارض همراه با آن ، بر خلاف صورت خيالى كه ، علاوه بر سردى ، عوارض خارجى همراه را نيز نشان مىدهد . باتوجه به توضيحات فوق مىتوان ويژگيهاى معقولات اولى را به صورت زير دستهبندى كرد : 1 - بارزترين ويژگى معقولات اولى اين است كه صور مستقيم اشياء خارجى هستند ؛ يعنى ،