الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
63
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
فصل اوّل واجب و ممكن و ممتنع 1 : مواد ثلاث در منطق از نظر منطقدانان ، هرقضيهاى داراى موضوع ، محمول ، نسبت بين موضوع و محمول و حكم است . نسبت بين موضوع و محمول يا ضرورى است يا ممتنع يا ممكن . مقصود از نسبت ضرورى اين است كه محمول از موضوع انفكاكپذير نباشد و منظور از نسبت امتناعى اين است كه محمول بر موضوع قابل حمل نباشد و ضرورتا از آن سلب شود و منظور از نسبت امكانى اين است كه محمول نه ضرورت حمل بر موضوع داشته باشد نه ضرورت سلب از آن ، هم بتواند حمل شود هم سلب . در منطق ، به اين سه حالتى كه براى نسبت وجود دارد « ماده » يا « جهت » مىگويند . اگر حالت نسبت در نفس الامر ملاحظه شود ؛ يعنى ، مقصود كيفيت نسبت بين موضوع و محمول باشد در واقع و نفس الامر ، به آن « ماده » مىگويند و اگر چنين نباشد ، بلكه مقصود كيفيتى باشد كه ذهن آن را منظور داشته ، به آن « جهت » مىگويند . البته ممكن است كيفيتى كه ذهن منظور داشته همان كيفيتى باشد كه در واقع و نفس الامر نسبت واحد آن است ؛ يعنى ، جهت و مادّه يكى باشند و ممكن است جهت با مادّه فرق كند ؛ در نفس الامر نسبت داراى كيفيتى است ولى ذهن كيفيت ديگرى براى آن تشخيص داده كه در اين صورت قضيه كاذب است . بنابراين ، جهت و ماده يكى هستند ؛ هردو كيفيت نسبت محمول به موضوعاند در قضيه ، منتها مادّه كيفيت است در نفس الامر و جهت حصول آن است در ذهن . پس در جهت نظر به اين است كه صورت كيفيت در ذهن چگونه است ، آيا ضرورت است يا امتناع يا امكان ، ولى در مادّه نظر به اين است كه اين كيفيت در نفس الامر چيست . 2 : مواد ثلاث در فلسفه در فلسفه نيز ، از مواد ثلاث بحث مىشود ولى اين بحث با آنچه در منطق مطرح است متفاوت