الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي

38

شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

از آنچه تاكنون گفته شد ، دانستيم كه اولا ، هر علمى مجموعه‌اى از مسائل است كه هريك مشتمل است بر موضوع ، محمول ، نسبت و حكم ؛ ثانيا ، موضوع علم روشن شد ؛ ثالثا ، عوارض و احكام ذاتيه و غريبه بيان گرديد و رابعا ، ميزان شناسايى مسائل يك علم به‌دست آمد و معلوم گرديد كه مسئلهء علم قضيه‌اى است حاكى از رابطهء موضوع علم با يكى از عوارض و احكام ذاتيهء آن . اكنون با توجه به اينكه مسائل برهانى كلى و يقينى هستند و مسأله‌اى يقينى است كه ذهن نسبت به آن حالتى داشته باشد كه جبرا اذعان كند به ثبوت محمول براى موضوع ، اين سؤال به خاطر مىرسد كه « چگونه اين حالت اذعان براى ذهن پيدا مىشود ؟ چه شرايط و مقدماتى براى تحقق اين امر لازم است ؟ » در پاسخ به اين سؤال بحث مبادى تصورى و تصديقى مطرح مىشود . 10 : مبادى تصورى و تصديقى براى اينكه انسان اذعان و تصديق به ثبوت محمول براى موضوع كند ، اولا ، بايد ذهن تصور روشن و صحيحى از موضوع و محمول مسئله داشته باشد و چون تصور هر مفهوم غيربديهى با تعريف انجام مىپذيرد ، بايد ابتدا موضوع و محمول قضيهء موردنظر را ، در صورتى كه بديهى نباشد ، تعريف كرد . پس يقين به مسائل يك علم قبل از هرچيز متوقف است بر اينكه كليه محمولات و موضوعات به‌كار رفته در آن ، در صورت بديهى نبودن ، تعريف شوند . اين تعريفات را « مبادى تصورى علم » مىگويند ؛ ثانيا ، بايد دليل و حجتى در كار باشد كه سند قضاوت ذهن واقع شود و ذهن را ملزم به تصديق و اذعان كند ؛ به عبارت ديگر ، قضيهء يقينى ديگرى وجود داشته باشد كه ذهن با واسطه قرار دادن آن ناچار اذعان كند به ثبوت محمول براى موضوع در قضيهء مطلوب ؛ يعنى ، به آن يقين حاصل كند . پس دليل يا حجت قضيه‌اى است يقينى كه ذهن به اتكاى آن و با واسطه قرار دادن آن يقين به قضيهء ديگرى حاصل مىكند . واضح است كه اين قضيهء يقينى ، كه با نام « دليل » از آن ياد كرديم ، يا قضيه‌اى بديهى و غير قابل ترديد است كه خودبخود قطعى و جزمى اذهان است و هر ذهنى بدون نياز به دليل و برهان ديگرى به آن اذعان دارد و خلاف آن را جايز نمىداند و يا قضيه‌اى است نظرى كه خودبخود بديهى و جزمى اذهان نيست و براى يقينى شدن نياز به دليل و برهان ديگرى دارد ؛