السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

78

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

محفوظ است و بنابراين يك ممكن بقائاً هم محتاج به علت است . دليل ديگر اين كه وجود معلول ، يك وجود رابط است و ذاتاً وابسته به علت مىباشد و در اين جهت حدوث و بقا تفاوت نمىكند . آنها كه ممكن را فقط در حدوث محتاج علت مىدانند نه در بقا ، مثال‌هايى عوامانه را به عنوان دليل‌هايى علمى آورده‌اند ، از جمله اين‌كه : يك ساختمان را ببينيد كه چگونه در حدوث و ابتدا نيازمند به بنّا و سازنده است ليكن پس از تكميل ساختمان ديگر هيچ گونه احتياجى به بنّا ندارد . . . . ولى پاسخ اين گونه استدلال‌ها روشن است . بنّا علت ايجاد كننده ساختمان نيست . حركات دست يك بنّا ، علت‌هاى اعدادى ( زمينه ساز ) براى تحقق حدوثى حالت اجتماع ميان اجزاى يك ساختمان است . حدوث حالت اجتماع ( كه كاملًا همراه حركات يدى بنّا است ) علت حدوث شكل ساختمان است ، و سپس يبوست و خشكى و جذب و انجذاب اجزاى ساختمان ، علت بقاى موقت يك ساختمان است . موقت به اندازهء جذب و انجذاب اجزاء و عدم حدوث موانع كوبنده . پايان اين بحث از آنچه دربارهء مواد سه گانه تاكنون گفتيم ، به دست آمد كه وجوب و امكان و امتناع ، سه گونه كيفيت براى روابط و نسبت‌هاى قضايا هستند ، و وجوب و امكان هم دو صفت وجودى هستند ، چون قضاياى صادق كه وجوب و يا امكان جهتشان مىباشد ، با توجه به جهت منظور با واقعيت خارجى خود مطابقت دارند ، يعنى جهت منظور در قضيه ، هم در اين صدق و مطابقت دخالت دارد ، وقتى مىگوييم : انسان بالضروره حيوان است يا بالامكان كاتب است ، واقعيت اين است كه كتابت امكانى مطابق واقع است نه مطلق كتابت ، و بالضروره حيوانيت براى انسان ثابت است و جهت ضرورت هم در اين مطابقت با واقع دخالت دارد .