السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
373
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
ندارد ، و چنان نيست كه هيچ جهت وحدت و اشتراكى ميان آن وجودهاى گوناگون ، تحقق نداشته باشد ، بلكه كثرتى كه بر وجودهاى خارجى حكمفرماست به نوعى وحدت باز مىگردد . اين نظريه را صدر المتألهين اختيار نمود و آن را به حكيمان ايران باستان نسبت داد و پس از او نزد پيروان حكمت متعاليه ، مورد قبول واقع شد . وحدت وجود و كثرت موجود نام نظريهاى است دربارهء وحدت و كثرت عالم هستى . بر طبق اين نظريه در جهان ، « وجود حقيقى » يكى است و آن همان وجود واجب تعالى است اما « موجودات » فراوانى تحقق دارند و در نتيجه « موجود » - به معناى منسوب به وجود حقيقى نه داراى وجود حقيقى - كثير و متعدد است . ماهيات بىشمارى هستند كه در اثر ارتباط و انتساب به آن وجود بيگانه ، تحقق يافته و منشأ اثر گشتهاند . اين عقيده از آن محقق دوانى است و مبتنى بر اصيل بودن ماهيتى است كه انتساب به واجب دارد . و با توجه به بطلان اصالت ماهيت عموما و مردود بودن اين سخن كه ماهيت پس از انتساب به واجب تعالى اصالت مىيابد خصوصا ، اين نظريه پايه و اساس نخواهد داشت . وحدت وجود و موجود عنوان نظريهاى است دربارهء هستى از جهت وحدت و كثرت آن . بنابراين نظريه در جهان هستى وحدت محض حكمفرماست ، يعنى فقط يك وجود شخصى يگانه تحقق دارد و آن همان ذات اقدس إله است ، و هيچچيز ديگرى سواى او ، حقيقتا موجود نيست ، اشياء ديگر سرابى هستند كه به دروغ خود را موجود نشان مىدهند . بر اين اساس تمام كثرتها موهوم و پندارى است . برخى از صوفيه پيرو اين نظريهاند . روشن است كه چنين نظرى در منطق خرد محكوم است ، زيرا وجود كثرت در عالم خارج قابل انكار نيست ، و انكار آن مساوى با سفسطه مىباشد . بنابراين ، نمىتوان گفت كه تمام اشياء خارجى موهوم و پندارى بوده و هيچ بهرهاى از وجود ندارند و تنها ساختهء ذهن و خيال ما مىباشند و تنها يك چيز تحقق دارد و آن ذات اقدس إله است . وضع ( - نهاد ) وضع يا نهاد عبارت است از هيئتى كه از نسبت اجزاى شىء به يكديگر ، با در نظر گرفتن جهت آنها حاصل مىشود ؛ مثلا ايستاده بودن ، يك وضع است ، زيرا حالتى است كه از