السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
351
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
تعلق از دو طرف در حقيقت از آن خود اضافه است . در مورد پدرى و فرزندى نيز قضيه از همين قرار است . اضافه در حقيقت ميان پدرى و فرزندى برقرار مىباشد ، و مضاف حقيقى همان ابوت و بنوت است ، اما تودهء مردم مىپندارند كه اضافه ميان شخصى كه متصف به ابوت و شخصى كه متصف به بنوت است ، برقرار مىباشد . معدوم مطلق هرگاه شىء در هيچ وعايى تحقق نداشته باشد ، نه در ذهن و نه در خارج ، نه در گذشته و نه در حال و نه در آينده ، در اين صورت معدوم مطلق خواهد بود . معقولات اوليه مفاهيمى هستند كه داراى مابازاى خارجى مىباشند ، يعنى در خارج داراى وجود فى نفسه مىباشند گرچه اين وجود فى نفسه ، متعلق به غير و براى غير بوده باشد ، مانند گرما و سرما كه هريك داراى وجود خاص خود هستند و مابازاى خارجى دارند ؛ مثلا گرمى يك جسم ، چيزى است غير خود آن جسم كه در خارج بر آن عارض مىشود و آن را گرم مىسازد . كليهء مفاهيم ماهوى از اين قبيل هستند . اين دسته از مفاهيم هم اتصافشان خارجى است - يعنى وصف براى اشياى خارجى هستند - و هم عروضشان خارجى است يعنى در خارج عارض بر موضوعشان مىشوند . معقولات ثانيهء فلسفى مفاهيمى هستند كه مابازاى خارجى و وجود فى نفسه و مستقلى ندارند ، بلكه موجودند به وجود موضوعشان . اين دسته از مفاهيم ، مفاهيمى هستند كه با تحليل عقلى از امور خارجى انتزاع مىشوند و وجودى جدا از وجود منشأ انتزاعشان ندارند . مانند مفهوم علت و معلول . وقتى گفته مىشود : « آتش علت حرارت است » و « حرارت معلول آتش است . » چنين نيست كه در خارج غير از آتش و حرارت ، دو چيز ديگر هم وجود داشته باشد به نام علت و معلول كه مجموعا بشوند چهار چيز . بلكه آنچه در خارج است همان آتش است كه به لحاظ رابطهء خاصى كه با حرارت دارد ، مفهوم علت از آن انتزاع مىشود و بر آن حمل مىگردد . بنابراين ، علت گرچه وصف براى آتش خارجى است ، اما چنين نيست كه يك وجود فى نفسه و مستقل داشته باشد كه در خارج عارض بر آتش شده باشد و به اصطلاح عروضش خارجى باشد . بلكه اين ذهن است كه اين وصف را انتزاع مىكند و بر آتش حمل مىكند . كليهء مفاهيم فلسفى از