السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

301

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

زيادت وجود بر ماهيت در ذهن زيادت وجود بر ماهيت در ذهن ، يعنى اين‌كه مفهوم وجود در ذهن غير از مفهوم انسان و چوب و ديگر مفاهيم ماهوى است . يعنى نه عين آنهاست و نه جزء آنها . و به ديگر سخن : معناى زيادت وجود بر ماهيت آن است كه عقل مىتواند در ظرف تحليلات خود ، فى المثل مفهوم انسان را از مفهوم وجود جدا سازد و مفهوم وجود را بر آن حمل كند و بگويد : « انسان موجود است » و نيز با قضيهء « انسان حيوان است » متفاوت بوده و با قضيهء « انسان مخلوق است » قابل مقايسه مىباشد . در قضيهء اول ، محمول و موضوع عين يكديگرند و تفاوتشان فقط در لفظ است ، و در قضيهء دوم محمول ( يعنى حيوان ) جزء موضوع قضيه است ، يعنى اگر انسان را تحليل كنيم خواهيم ديد كه مفهوم حيوان در آن اخذ شده است ، ولى در قضيهء سوم ، محمول ( يعنى مخلوق ) نه عين موضوع است و نه جزء آن ، بلكه عارض بر آن مىباشد ، و اين عروض نيز در ذهن مىباشد ، نه در خارج . س سبق و لحوق سبق و لحوق تعبير ديگرى است از تقدم و تأخر . ر . ك : تقدم و تأخر . سرعت از جمله مفاهيمى كه به حركت تعلق مىگيرد ، مفهوم « سرعت » است . واژهء سرعت معانى گوناگونى دارد ، كه به پاره‌اى از آنها اشاره مىشود : 1 . سرعت به معناى جريان سيلان و گذرايى . علامه طباطبائى ، سرعت بدين‌معنا را ويژگى همهء حركات به شمار مىآورد . 2 . مفهومى كه از نسبت مسافت حركت به زمان حركت به دست مىآيد ؛ مانند آن‌جا كه گفته مىشود : اتومبيل با سرعت 40 كيلومتر در ساعت حركت مىكند . هرحركتى براى خود سرعت خاصى دارد كه مىتوان آن را تعيين نمود . آبى كه گرم مىشود ، جسمى كه رنگش تغيير مىكند ، همه و همه ، سرعت خاصى دارند . 3 . سرعت به معناى « تند شدن » حركت ، كه به آن « شتاب » نيز گفته مىشود . از اين جهت حركات بر سه دسته‌اند : الف - حركات تند شونده ، كه سرعت آن ( سرعت به معناى دوم ) به تدريج افزايش مىيابد . ب - حركات كند شونده ، كه سرعت آن به تدريج كاهش مىيابد . ج - حركات يك‌نواخت ، كه سرعت آنها ثابت است .