السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
288
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
ثباتى ندارد ، و همانگونه كه صفات و اعراض آن دگرگون مىشوند ، جوهر آن هم تحول مىيابد ، ديگر چيزى در دست نداريم تا اين دگرگونى را به آن نسبت دهيم . اين عقيدهء حكماى پيش از صدر المتألهين بود . اما او با ادلهء متقنى ثابت كرد كه اساسا اگر حركت در جوهر جسم واقع نشود ، حركت در اعراض آن ، توجيه معقولى نمىتواند داشته باشد ، و به طور كلى حركت در اعراض پرتو و جلوهء حركت در جوهر است . حركت ذاتى و حركت عارضى حركت و تغير بر دو قسم است : 1 . حركت عارضى . 2 . حركت ذاتى . مقصود از حركت عارضى حركتى است كه از حاق ذات متحرك انتزاع نمىشود ، بلكه مانند يك امر خارج از ذات متحرك ، بايد به آن ملحق شود ؛ مثلا جسم كه يك حركت أينى يا كمى انجام مىدهد ، اين حركت براى متحرك ، عارضى است . متحرك در مرتبهء قبل از تحرك هويت و تحققى دارد ، و در مرتبهء بعد از تحققش حركت به آن ملحق مىشود . چنين حركتى ، يك حركت زايد بر ذات و عارضى است ، و علت مىخواهد و علتش هم بايد متغير باشد . اما حركت ذاتى ، حركتى است كه متحرك قطع نظر از حركت ، هويتى ندارد ، و چنين نيست كه حركت در مرحلهء پس از تحقق متحرك به آن ملحق گردد ، بلكه از حاق ذات آن انتزاع مىشود . در حركت ذاتى ، نحوهء وجود شىء ، يك نحوه وجود سيلانى و گذراست ، نه آنكه وجودش غير از حركت باشد ، و حركت بخواهد از خارج به آن ملحق شود . حركت طبيعى حركتى كه بدون علم و اراده از فاعل سر مىزند ، اگر مطابق با طبيعت اوليهء فاعل باشد ، و بدون آنكه نيرويى از خارج بر فاعل وارد شود ، از آن صدور يابد ، حركت طبيعى ناميده مىشود ، مانند سقوط جسم از بالا به پايين ، و يا رشد گياه . حركت قسرى حركتى كه بدون علم و اراده از فاعل صادر مىشود ، هرگاه در اثر قهر و غلبهء نيروى بيرونى و عامل خارجى بر جسم تحميل شود ، حركت قسرى ناميده مىشود ، مانند جسمى كه به بالا پرتاب مىشود ، و يا جسم سبكى كه با فشار به داخل آب فرومىرود . حركت قطعى حركت قطعى عبارت است از « بودن شىء متحرك ميان مبدأ و منتها ، به گونهاى كه نسبتى