السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
286
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
فعليتها خواهد بود - اما اين تفاوت را با ديگر فعليتها دارد كه آميخته با قوه است . شىء تا وقتى در حركت است ، بالقوه است ، و فعليتى را پيش رو دارد . بنابراين ، شىء تا حالت بالقوه نسبت به شىء ديگر - كه همان كمال ثانى و غايت و هدف است - نداشته باشد ، نمىتواند حركت داشته باشد . حركت ارادى يا نفسانى حركتى كه از روى علم و شعور و اراده و اختيار سر مىزند ، حركت ارادى يا نفسانى ناميده مىشود ، مانند افعال اختيارى انسان و حيوان . حركت بالذات و حركت بالعرض فلاسفه حركت را بر دو قسم دانستهاند : 1 . حركت بالذات يا حركت ذاتى . 2 . حركت بالعرض يا حركت عرضى . مقصود از حركت ذاتى حركتى است كه وصف براى خود متحرك است ، بىآنكه متحرك در اتصاف به آن نياز به واسطهء در عروض داشته باشد . به ديگر سخن : حركت ذاتى حركتى است كه حقيقتا به شىء نسبت داده مىشود . اما حركت عرضى ، حركتى است كه اسنادش به متحرك يك اسناد مجازى است ، و در واقع وصف به حال متعلق موصوف مىباشد . وقتى مسافرى در كشتى ( در حال حركت ) نشسته است ، اگر حركت را به خود كشتى نسبت دهيم و بگوييم كشتى در حال حركت مكانى است ، اين حركت ، حركت ذاتى است ؛ اما اگر حركت را به مسافر نسبت دهيم ، و بگوييم : مسافر در حال حركت مكانى است ، اين حركت ، حركت عرضى خواهد بود . حركت توسطى حركت توسطى عبارت است از : « بودن شىء متحرك ميان مبدأ و منتها ، به نحوى كه هريك از حدود مسافت را در نظر بگيريم ، متحرك در لحظهء قبل و در لحظهء بعد در آن حدّ وجود ندارد » . حركت توسطى يك حالت بسيط است كه در همان لحظهء نخست حركت در متحرك پديد مىآيد ، و تا لحظهء آخر حركت ، در آن باقى و پايدار مىماند . حركت توسطى حالتى است كه در يك آن حادث مىشود ، و آنگاه در طول زمان حركت باقى مىماند . اتصاف شىء متحرك به حركت توسطى ، مانند اتصاف جسم به يك رنگ خاص است . همانگونه كه جسم در يك لحظه سفيد مىشود ، و آنگاه اين سفيدى در طول زمان باقى مىماند ، متحرك نيز وقتى از نقطهء الف به نقطهء ب منتقل مىشود ، در نخستين لحظهء شروع انتقال ، متصف به حركت توسطى مىشود ، و آنگاه اين وصف براى او تا پايان