السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

237

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

آ آن حدّ فاصل ميان گذشته و آينده و يا حدّ مشترك ميان ماضى و مستقبل را در عرف « آن » مىگويند . و در اصطلاح ، حدّ و طرف زمان را آن گويند . نسبت آن به زمان مانند نسبت نقطه به خط است . الف ابد ابد در لغت به معناى هميشگى است و در اصطلاح به زمان نامتناهى در طرف آينده ، يا به هستى پيوسته در زمان نامتناهى گويند ، و مقابل ازل است . ابدى ابدى ، منسوب به ابد است ، و به هستى فناناپذير و چيزى كه در ابد يافت شود اطلاق مىشود . حكما گفته‌اند هستى بر سه نوع است : 1 . ازلى ابدى ، و آن وجود حق‌تعالى است كه هميشه بوده و هست و خواهد بود . و نيز موجودات مجردى كه از ازل بوده‌اند و تا ابد خواهند بود . 2 . نه ازلى و نه ابدى . موجودات مادى كه دائما كائن و فاسد مىشوند ، وجودشان مقطعى است ، نه از ازل بوده‌اند و نه تا ابد خواهند بود . 3 . ابدى غير ازلى . نفوس انسانى در اين گروه جاى دارند كه اگرچه وجودشان قديم و ازلى نيست ، اما ابدى و غير فانى است . اتفاق « اتفاق » از واژه‌هايى است كه اطلاقات گوناگون دارد ، و در موارد مختلف معانى متفاوتى از آن اراده مىشود . در زير به پاره‌اى از اين معانى اشاره شده است : 1 . اتفاق به معناى نفى علت فاعلى ، مانند آن‌جا كه مادىمسلكان و ملحدان مىگويند : « پيدايش جهان هستى اتفاقى است » يعنى جهان هستى خودبه‌خود پديد آمده است ، بىآن‌كه علتى آن را به وجود آورده باشد .