السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
204
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
فصل چهارم : صفات واجب الوجود و معناى اتصاف خداوند به آنها صفات واجب تعالى در نخستين تقسيم منقسم مىشوند به صفاتى كه نفس ذات بدون احتياج به فرض چيز خارجى ، براى اثبات آن صفت كفايت مىكند مثل حيات و علم به خود كه صفات ذاتى ناميده مىشوند ، و صفاتى كه اتصاف ذات به آنها بدون فرض يك شىء خارجى امكان ندارد ، مثل خلق و رزق و احياء كه صفات فعلى ناميده مىشوند ، صفات فعلى زيادند و همهشان از مقام فعل انتزاع شده از ذات الهى خارجند . بحثمان اينجا در باره صفات ذاتى است . قبلًا فهميديم كه خداوند مبدأ فيّاض هر وجود و كمال وجودى است ، و در بحثهاى گذشته روشن شد كه علتى كه افاضهء كنندهء يك شىء است مسلماً بهطور اعلى و اشرف ، خود واجد آن مىباشد ، اعطا كننده يك چيز فاقد آن نخواهد بود ، و بنابراين خداوند كه اعطا كنندهء صفات كمال به ديگران است . مسلماً خود يك نوع اتصافى به صفات كمال چون علم و قدرت و حيات دارد . اينك در اقسام صفات و نوع اتصاف خداوند به آنها بحث مىكنيم : صفات به ثبوتى و سلبى تقسيم مىشوند . ثبوتى چون عالم ، و قادر . سلبى هم چون عاجز نبودن و جاهل نبودن و . . . روشن است كه صفات سلبى هم به صفات ثبوتى بر مىگردند ، چون در معناى نفى نفى هستند . صفات ثبوتى هم به حقيقى چون عالم ، و اضافى چون عالميت و قادريت تقسيم مىشوند ، و حقيقى هم به حقيقى محض چون حىّ و حقيقى ذات الاضافه چون عالم به غير خود ، تقسيم مىشوند . شك نيست كه صفات اضافه زايد بر ذات بارى تعالى هستند چون معناى اعتبارى و انتزاعى بوده از نسبت به خارج ذات انتزاع مىگردند . و اما صفات حقيقى - چه حقيقى محض و چه حقيقى ذات الاضافه - مورد اختلاف