السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

187

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

به همهء معقولات بالقوه است ، و همچون هيولاى اوليهء عالم از همه چيز خالى است و فقط قوهء همهء صورت‌هاست 2 . عقل بالملكه يعنى مرتبه‌اى كه تصورات و تصديقات بديهى به دست آمده است . درك بديهيات مقدم بر نظريات است ، وقتى بديهيات درك شد مرتبه عقل بالملكه است . 3 . عقل بالفعل يعنى مرتبه‌اى كه نظريات را به وسيلهء بديهيات كسب مىنمايد ، با همان ترتيبى كه ميانشان است ، 4 . عقل مستفاد يعنى مرتبه‌اى كه قوه عاقله معقولات بديهى و نظرى مطابق با حقائق جهان بالا و پست را استفاده كرده و همه را حاضر داشته به آنها التفات دارد و در نتيجه جهانى مشابه جهان عينى خارج شده است . فصل ششم : ايجاد كنندهء صور علمى در ذهن صورت‌هاى عقلى كلى را عقل مجرد و فوق ماده ، بنفس انسانى افاضه مىكند ، « 1 » و بدين وسيله انسان را از قوه به فعل مىآورد ، به اين دليل كه پيش از اين گفتيم كه صور مزبور چون علم اند از ماده مجردند ، و همين طور چون كلى هستند اشتراك بين افراد زياد دارند ، با اين‌كه مىدانيم كه هر چيز مادى كه در ماده حلول كرده است يك واحد شخصى است و اشتراك‌پذير نمىباشد ، و بنابراين روشن است كه صور عقلى مجرد از ماده‌اند . به همين جهت بايد فاعل و افاضه كننده آنها نيز چيزى مجرد از ماده باشد ، زيرا يك شىء مادى ضعيف الوجود است و نمىتواند وجودى اقوى از خود ايجاد كند . از طرف ديگر عمل يك شىء مادى ، مشروط به وضع خاص است ، و مجرد - و از جمله صورت علمى ذهنى - وضع و قرار مكانى ندارد . توجه كنيد كه نمىتوان گفت : خود نفس عاقلهء مجرد انسانى ، صور علمى افاضه مىكند و بدين وسيله انسان را از قوه به فعل مىآورد ، به اين دليل كه پيش از اين گفتيم

--> ( 1 ) . عقل مزبور را اولين صادر از خداوند مىدانند . ر . ك : اسفار ، ج 7 ، ص 263