السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
18
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
( 1 ) پيشگفتار تعريف فلسفه و بيان موضوع و هدف از آن فلسفه - كه چون بحث از وجود مىكند ، و موجود يا خداست و يا افعال خداوند ، فلسفه الهى ناميده مىشود - علمى است كه از موجود به ماهو موجود بحث مىكند . موضوع فلسفه هم كه به موجب قاعده كلى موضوع هر علم ، بايد از عوارض ذاتى آن در فلسفه بحث شود همان موجود به ماهو موجود است . هدف از فلسفه هم شناخت موجودات به طور كلى و امتياز آنها از خرافه و چيزهايى است كه وجود حقيقى ندارند . توضيح اينكه : انسان وجداناً در مىيابد كه خودش حقيقت و واقعيت دارد ، و نيز با وجدان خود درك مىكند كه غير از خودش نيز حقيقت و واقعيتى وجود دارد ، و مىيابد كه مىتواند به آن واقعيتها برسد . هر چه را مىطلبد فقط به اين عنوان و بدين جهت مىطلبد كه حقيقت آن شىء مىباشد و از هر چه فرار مىكند و اجتناب مىنمايد فقط به اين جهت است كه آن چيز به حقيقته همان است . طفلى كه به دنبال پستان مادر مىدود ، مسلماً به دنبال شير واقعى مىرود نه آنچه كه شير خيالى است ، انسانى هم كه از شير بيابان فرار مىكند از شير واقعى فرار مىكند نه شير خيالى . منتها چه بسا انسان در ديد خود خطا كرده غير حقيقت را حقيقت واقعى خارجى مىپندارد ، مانند اعتقاد به شانس و غول بيابان ، و يا حقيقت خارجى را باطل و خرافه مىشمارد چنان كه در مورد روح مجرد و عقل مجرد اين طور تصور شده است . بدين