السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
147
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
بالفعل و بالقوه . ولى تغاير و اختلاف متقابلان تشكيكى نبوده منشأ اختلاف و اتحاد يكى نيستند . تتميم : تقابل ايجاب و سلب يك تقابل حقيقى خارجى نيست بلكه يك تقابل عقلى و با نوعى اعتبار است ، زيرا اساساً تقابل نسبت خاصى نسبت است ميان دو متقابل . و نسبت به طور كلى وجودى است رابط و قائم به دو طرف موجود . ولى يكى از دو طرف تناقض ، سلب است و سلب ، عدم است . عدم چيزى نيست كه طرف واقع شود . ليكن عقل ، سلب را طرف فرض كرده عدم اجتماعش با ايجاب را يك اختلاف ذاتى ميان دو چيز مىبيند . ولى تقابل عدم و ملكه اين طور نيست چون عدم در آنجا بهرهاى از وجود دارد چون عدم مطلق نيست ، بلكه عدم صفتى است كه موضوع اقتضاء وجودش را دارد . عدم را از چنين موضوعى انتزاع مىكنيم نه از هر موردى . به ديوار نمىگوييم : كور ، به انسان و حيوان مىگوييم . پس يك رابطهء خاصى با وجود دارد . همين مقدار رابطه با وجود و اينكه منشأ اين عدم بايد يك وجود خاصى باشد براى نسبت كفايت مىكند و نسبت اينجا دو طرف پيدا مىكند .