السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

72

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

آن‌جا خواهد آمد كه ماهيات ، علاوه بر وجود خارجى خود كه منشاء آثار است ، وجود ذهنى نيز دارند كه فاقد آن آثار خارجى مىباشد . بنابراين ، هر ماهيتى به دو صورت مىتواند تحقق پيدا كند : يكى در خارج و يكى در ذهن . مثلا آتش ، به عنوان يك ماهيت ، اگر در خارج موجود شود ، گرما و روشنايى خواهد داشت ، اما همين ماهيت اگر در ذهن موجود شود ، اثرش علم و آگاهى است ، نه گرما و روشنايى . با روشن شدن اين مقدمه ، استدلال به اين صورت تنظيم مىشود : اگر اصالت از آن ماهيت بوده و وجود يك امر اعتبارى باشد ، نبايد ميان آن‌چه كه در خارج تحقق پيدا كرده و آن‌چه كه در ذهن موجود شده ، تفاوتى باشد - چراكه موجود خارجى و موجود ذهنى از جهت ماهيت ، كه بنابر فرض اصيل است ، هيچ تفاوتى باهم ندارند و اگر تفاوتى باشد تنها از ناحيهء وجود است كه طبق فرض ، يك امر اعتبارى است و نمىتواند منشأ يك تفاوت حقيقى باشد - امّا تفاوت ميان موجود خارجى و موجود ذهنى غير قابل انكار است . زيرا مثلا آتش خارجى ، گرم مىكند و روشنايى دارد ، بر خلاف آتش ذهنى . بنابراين ، وجود اصيل و ماهيت اعتبارى مىباشد . « 1 » دليل چهارم برهان آخر : الماهيّة من حيث هى تستوى نسبتها إلى التقدّم و التأخّر ، و الشدّة و الضعف ، و القوّة و الفعل ؛ لكنّ الامور الموجودة فى الخارج مختلفة فى هذه الأوصاف ، فبعضها متقدّم او قوىّ ، كالعلة ؛ و بعضها بخلاف ذلك ،

--> ( 1 ) . استاد مطهرى در تقرير اين برهان مىگويد : اگر ماهيت اصيل باشد همهء آثار از آن ماهيت خواهد بود و چون ماهيت در هردو موطن خارج و ذهن يكى است لازم مىآيد آتش ذهنى همانطور كه آگاه مىكند ، بسوزاند و آتش خارجى همانطور كه مىسوزاند ، آگاه كند ؛ يعنى آگاهى باشد و حال آن‌كه بالضرورة چنين نيست . و اگر گفته شود : « عين اشكال ، بنابر اصالت وجود نيز جارى است ، زيرا فرض اين است كه ماهيت خارجى در ذهن « وجود » پيدا كرده است و چون آثار از آن وجود است پس بايد تمام آثار وجود خارجى بر وجود ذهنى مترتب شود و تمام آثار وجود ذهنى بر وجود خارجى » ؛ جواب اين است كه : همانطور كه بعدا خواهيم گفت وجود خارجى و وجود ذهنى دو مرتبه از وجود است و وجود به حسب اختلاف مراتب ، آثار مختلفى پيدا مىكند و اساسا وجود ، يك حقيقت تشكيكى صاحب مراتب است ؛ ولى در ماهيت ، تشكيك و اختلاف مراتب فرض نمىشود . از اين‌رو ، لازمهء وجود ماهيت در ذهن ، بنابر اصالت ماهيت ، همسانى ماهيت ذهنى و ماهيت خارجى است ولى لازمه‌اش ، همسانى وجود ذهنى و وجود خارجى از اين لحاظ نيست . ( شرح منظومه ، ج 1 ، ص 38 و 39 ) .