السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
51
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
منشأ خطاى طرفداران اشتراك لفظى وجود منشأ رواج قول به اشتراك لفظى وجود در ميان متكلمان ، فرق نگذاشتن ميان ويژگىهاى مفهوم و مصداق ، و آميختن آندو با يكديگر است . گروه اول - يعنى كسانى كه گفتهاند : وجود ، بر هر ماهيتى كه اطلاق شود به معناى همان ماهيت مىباشد - پنداشتهاند كه اگر « وجود » در همهء موارد به يك معنا باشد - يعنى مفهوم وجود ، واحد باشد - لازمهاش آن است كه وجود خارجى علت و وجود خارجى معلول نيز همسان باشند ، يعنى مصداق وجود هم يكى باشد . آنگاه گفتهاند : چون وجود علت و وجود معلول يكسان نيستند ، و وجود علت حتما قوىتر و شديدتر از وجود معلول مىباشد ، وجود ، در موارد گوناگون ، داراى معانى مختلفى مىباشد و بنابراين ، مشترك لفظى ميان اشيا است . گروه دوم نيز پنداشتهاند كه اگر « وجود » بر واجب و ممكن ، با يك معنا اطلاق شود ، لازم مىآيد كه وجود واجب و وجود ممكن ، همسان باشند ، درحالىكه وجود واجب قابل مقايسه با وجود هيچيك از ممكنات نيست : « ليس كمثله شىء » . آنگاه نتيجه گرفتهاند كه وجود ، مشترك لفظى ميان واجب و ممكن است . در پاسخ به ايشان بايد گفت : اشتراك در مفهوم ، مستلزم همسان بودن مصاديق آن مفهوم نيست . بايد حساب مفهوم را از مصداق جدا ساخت . وحدت مفهوم و عدم اختلاف در آن ، دليل آن نيست كه ميان مصاديق آن مفهوم اختلافى وجود ندارد . بنابراين ، اختلاف علت با معلول و نيز اختلاف واجب با ممكن - كه آنهم يك مصداق خاص از علت و معلول است - در مصداق وجود است و نه در مفهوم آن . ابطال قول به اشتراك لفظى وجود ادلهء سهگانهاى كه در آغاز اين فصل براى اثبات اشتراك معنوى وجود مطرح شد ، براى ابطال اين دو قول كافى است ؛ اما براى ابطال تكتك آنها نيز ادلهء خاصى بيان شده است .