السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
396
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
و اين جمله را متجاوز از ده مرتبه تكرار نمود . حضرتش در حالى اين سخن را فرمود كه به همهء امور دنيا حتى آب و غذا هم بىتوجه بود ، ولى از امور معنوى و ياد خدا غافل نبود . استاد ربانى در اين دستور العمل مىخواستند بفرمايند براى حضور قلب در نماز شرط اول اين است كه نمازگزار در آغاز نماز به خدا توجه پيدا كند و متوجه باشد كه در برابر خداى بزرگ ايستاده و با او سخن مىگويد و شرط دوم اين است كه سعى كند حال توجه را نگه دارد . مراقب و مواظب نفس خويشتن باشد كه از اين حال ملكوتى انصراف پيدا نكند . آنقدر با نفس خويش مبارزه كند و آنقدر سعى و جديت نمايد تا توجه به خدا و حضور قلب برايش به صورت ملكه درآيد . در آخرين شبى كه روز بعد استاد را از منزل به بيمارستان بردند ، در محضرش بوديم . در حالت بيهوشى و اغماء بود . بعد از ساعتى به هوش آمد و در حدود سه ربع ساعت در بستر نشست ، با همان وضع سابق به گوشهء اتاق نگاه مىكرد و بعد از آن خوابيد . ما بيرون رفتيم و يكى از دوستان كه بعد از ما چند ساعت ديگر در حضور استاد باقى مانده بود ، مىگفت : استاد ساعتى بعد به هوش آمد و از جا حركت كرد به طورى كه گويا مىخواهد به پا خيزد . عرض كرديم : ميل داريد برخيزيد ؟ فرمود : آن دو نفر را كه در انتظارشان بودم آمدند . و به گوشهء اتاق خيره خيره نگاه مىكرد . بعد از چند دقيقه خوابيد و بيهوش شد . روز بعد به بيمارستان منتقل شد و بعد از چند روز در بيمارستان وفات كرد و به لقاء الهى پيوست . عاش سعيدا و مات سعيدا ، قدس سرّه .