السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

374

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

از مطالب گذشته روشن گشت كه وجوب ، امكان و امتناع ، كيفيت‌هاى سه‌گانه‌اى هستند براى نسبت‌هاى قضايا ، و نيز معلوم شد كه وجوب و امكان دو امر وجودى مىباشند ، به دليل آن‌كه قضاياى مشتمل بر آنها به‌طور كامل همراه با جهت خاصى كه دارند با واقعيت خارجى مطابقت مىكنند . بنابراين ، آن دو نيز در خارج موجودند ، اما نه به‌طور جداگانه و مستقل ، بلكه به وجود موضوعشان . بنابراين ، وجوب و امكان همانند ساير معانى فلسفى ( چون وحدت و كثرت ، قدم و حدوث ، قوه و فعل و غير آن ) دو صفت وجوديند كه موجود مطلق بدان‌ها متصف مىگردد ، بدين معنا كه اتصافشان خارجى و عروضشان ذهنى است . چنين مفاهيمى در اصطلاح فلسفه معقول ثانى ناميده مىشود . در اين قسمت دربارهء نحوهء وجود مواد سه‌گانه گفت‌وگو مىشود و اين كه آيا اين‌ها اوصافى خارجى هستند و يا اوصافى ذهنى ؟ و اگر اوصاف خارجى هستند آيا وجود مستقل و مابازاى جداگانه‌اى دارند يا آن‌كه وجودى مستقل از وجود موضوعشان ندارند . براى روشن شدن موضوع بحث لازم است دربارهء مفاهيم خارجى و مفاهيم ذهنى گفت‌وگو كنيم . مفاهيمى كه در ذهن ما وجود دارند و ما آنها را به عنوان محمول بر موضوعاتى حمل مىكنيم در يك تقسيم‌بندى كلى بر دو قسم‌اند : مفاهيمى كه اتصافشان ذهنى است يا « معقولات ثانيهء منطقى » 1 . مفاهيمى كه وصف براى امور ذهنى هستند و هرگز قابل حمل بر امور خارجى نمىباشند ، مانند مفهوم كلى ، جزيى ، معرّف ، حجت ، قضيه و به‌طور كلى ، همهء مفاهيم منطقى . مثلا : كلّى ، مفهومى است كه هرگز وصف براى يك شىء خارجى از آن جهت كه خارجى است واقع نمىشود . و به عبارت ديگر ، مفهومى است كه مصاديقش فقط در ذهن موجوداند نه در خارج . ماهيت انسان وقتى در ذهن بيايد مصداق كلى و موصوف به كليت مىشود نه آن‌گاه كه در خارج است . اين مفاهيم را « معقولات ثانيهء منطقى » مىنامند . بنابراين ، معقولات ثانيهء منطقى ، مفاهيمى هستند كه اتصافشان ذهنى است ، يعنى