السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

370

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

دليل اول بر نيازمندى ممكن به علت در بقاء اين دليل مبتنى بر مقدماتى است كه همگى در فصل‌هاى پيشين به اثبات رسيده‌اند ، اين مقدمات عبارتند از : مقدمهء اول : علت نياز شىء به علت ، امكان آن است . پديده از آن جهت در هستى خويش محتاج به علت هستىبخش است كه ذاتش از وجود و عدم خالى است و نسبتش به اين دو يكسان مىباشد . اين مقدمه در فصل پيشين به اثبات رسيد . مقدمهء دوم : امكان ، وصفى است ملازم با ماهيت و هرگز از آن منفك نمىشود . اين مقدمه در فصل هفتم به خوبى تبيين شد . مقدمهء سوم : ماهيت شىء همان ذات شىء است و هميشه و درهرحال همراه آن مىباشد ، و اگر بر فرض ماهيتى تبديل به ماهيتى ديگر گردد ، خدشه‌اى به اصل مطلب وارد نمىشود ، زيرا درهرحال ، شىء داراى ماهيت خواهد بود ، چرا كه تنها واجب الوجود بالذات است كه ماهيت به معناى « چيستى » ندارد . در فصل سوم در اين‌باره بحث شد . نتيجه اين كه ، مناط و ملاك نياز به علت ( يعنى امكان ) هميشه همراه و ملازم با پديده مىباشد ، هم در حال پيدايش و هم در حال بقا و بنابراين ، پديده نه‌تنها در حال پيدايش بلكه در حال بقا نيز نيازمند به علت است و وجودش را از علت دريافت مىكند و اگر آنى ، ارتباطش با علت قطع شود و نيازش توسط علت بر طرف نگردد ، نيست و نابود مىگردد . دليل دوم [ بر نيازمندى ممكن به علت در بقاء ] دليل دوم مبتنى بر همان مطلبى است كه در پايان فصل پيشين بدان اشاره كرديم و شرح كاملش را به فصل سوم از بخش هفتم ارجاع داديم . توضيح اين دليل آن است كه وقتى علت ، معلول را به وجود مىآورد و آن را ايجاد مىكند ، چنين نيست كه واقعيت و هستى معلول چيزى باشد و رابطه‌اش با علت ( كه همان ايجاد است )